رفسنجانی پولها را چکار کردی؟

 

" براساس گزارشی که روز۱۵ سپتامبر۲۰۰۳ در روزنامه نروژی "تجارت امروز" منتشرشد، در تماسی که دفتر آقای مهدی هاشمی رفسنجانی با اين روزنامه گرفت، وی هرگونه نقشی در شرکت سرمايه گذاری هورتون يا استات ويل را رد کرد و اعلام کرد که وی آماده هرگونه همکاری برای روشن شدن موضوع است.


" مهدی هاشمی رفسنجانی در پاسخ به اين سوال که اولاف فيل رئيس استات اويل از نقش مرکزی شما بعنوان مشاوره و گرفتن قرارداد در ايران برای استات ويل صحبت کرده است گفت: من هيچ قراردادی برای مشورت نه با هورتون يا استات اويل امضا نکرده ام.


" رئيس استات اويل در مصاحبه مطبوعاتی خود در
۱۲ سپتامبر ۲۰۰۳ تاييد کرد که استات اويل تا بحال ۴۰ ميليون کرون پرداخته است و اين کار با آگاهی کامل از اينکه مقداری از اين پول به جيب آقای مهدی هاشمی رفسنجانی ميرود انجام شده است.


" ازآنجائيکه تا بحال محرز شده است که رفسنجانی مقدار زيادی از
۴۰ ميليون کرون پرداختی را گرفته است بايد آقای رفسنجانی به اين پرسشها پاسخ دهد که چه مقدار از اين پول به جيب شما رفته، شما که در مقام مديريت يکی از موسسات شرکت ملی نفت ايران فقط به اين خاطر نشسته ايد که از بيت و خاندان رفسنجانی هستيد چگونه اجازه داشتيد که رشوه بگيريد، چقدر ديگر شرکتهای نفتی و غيرنفتی تا بحال مستقيم و غيرمستقيم به شما رشوه دادند تا بتوانند در ايران سرمايه گذاری کنند.


اگر اين قرارداد افشا نمی شد بايد شرکت سرمايه گذاری هورتون بالغ بر
۱۵ ميليون دلار در عرض ۱۰ سال برای به اصطلاح مشاوره ميگرفت که سهم کلانی از آن به جيب مهدی هاشمی رفسنجانی سرازير می شد و اين در حالی است که اکثريت مردم ايران در زير خط فقر زندگی می کنند.


موضوعی که کاملا قطعی است اين است که مهدی هاشمی رفسنجانی نه با نام خودش بلکه با نام دوستان رشوه خوارش شرکتهائی اينجا و آنجا درست کرده- که شرکت سرمايه گذاری هورتون يکی از آنهاست و با سوء استفاده از شهرت و موقعيت پدرش رشوه ميگيرد و پروژه های مختلف سرمايه گذاری را به – شرکتهای بين المللی ميفروشد يا زمينه فروش شان را فراهم می کند.


مهدی هاشمی رفسنجانی قبلا مسئوليت شرکت ملی نفت ايران را و همچنين مسئول ميدانهای گازی پارس جنوب را داشته است. بعد از بحرانهای سياسی در ايران و تغيير رئيس جمهور در ايران و برملا شدن سوء استفاده های مالی خاندان رفسنجانی اين مسئوليت ها از وی گرفته شد و در حال حاضر مهدی هاشمی رفسنجانی اداره شرکت با صرفه سازی انرژی در ايران را به عهده دارد.

" تلاش استات اويل و اداره تخلفات مالی نروژ برای پيدا کردن معرف پسر هاشمی رفسنجانی در استات ويل
در حاليکه دو تا از شرکتهای رقيب استات اويل- توتال و شل- بدون کمک رفسنجانی توانسته اند قراردادهای بزرگی با ايران داشته باشند اين سوال را برانگيخته که چرا استات اويل برای گرفتن قرارداد نفتی در ايران دست به دامن عباس يزدی و پسررئيس جمهور سابق ايران- هاشمی رفسنجانی شده است و اينکه معرف پسر رفسنجانی چه کسی بوده است؟


استات اويل تا بحال مراحل ششم، هفتم و هشتم ساختمان ميدان گازی پارس جنوب را در ايران به پايان رسانده است. در اين دوره مهدی هاشمی رفسنجانی که مسئوليت شرکت ملی نفت ايران را داشته همچنين مسئول ميدانهای گازی پارس جنوب نيز بوده. بعد از بحرانهای سياسی در ايران و برملا شدن سوء استفاده هالی مالی خاندان رفسنجانی اين مسئوليت ها از وی گرفته شد و مهدی رفسنجانی اداره شرکت با صرفه سازی انرژی در ايران را به عهده گرفت.


" شرکت توتال مرحله دوم پارس جنوب را بدون کمک رفسنجانی به پايان رسانده است. آقای پال فلورن سخنگوی اين شرکت در مصاحبه با آفتن پستن قويا هرگونه رابطه با شرکت سرمايه گذاری هورتون که متعلق به عباس يزدی است و رفسنجانی را رد می کند.


" عباس يزدی قرارداد
۱۰ ساله ای به مبلغ ۱۱۵ ميليون کرون با استات اويل امضا کرد که استات اويل بتواند قرارداد يک پروژه نفتی در ايران را بدست آورد. اين نوع قراردادها رشوه دهی برای گرفتن قرارداد اصلی محسوب ميشود. اين قرارداد بعد از افشا شدن آن از طرف نروژ فسخ شد و فرد وابسته استات اويل- ريچارد هوبارد- از کار برکنار گرديد.


" براساس اطلاعاتی که اداره تخلفات مالی نروژ بدست آورده مهدی هاشمی رفسنجانی تا بحال منبع بوجود آمدن امکانات مالی خوبی برای استات اويل بوده است. مدير کل استات اويل آقای فيل کماکان از تعداد ملاقاتهای فی مابين و ابعاد آنها هيچ اطلاعی بدست نداده است. همچنين اين امر را کتمان گذاشته که چه کسی يا کسانی از درون شرکت استات اويل معرف هاشمی رفسنجانی بوده اند. تحقيقات در اين رابطه ادامه دارد.


" مديرکل استات اويل اذعان می کند که آنها برای گرفتن پروژه های مختلف از افراد مختلف استفاده ميکنند و بعنوان نمونه می گويد ما از پرفسور دانيل هرادستوت نيز استفاده کرده ايم و تعجب می کند که چرا رابطه رفسنجانی با اين پرفسور تا بحال مورد تحقيق قرارنگرفته است."

مصاحبه رفسنجانی با یکی از جراید وابسته رژیم

مي خواستيم درباره انتقادي که عده اي به جنابعالي درباره زندگي تجملاتي دارند، صحبت بفرماييد.
هاشمی رفسنجانی: يک بار ديگر تاکيد کنم که عقيده ام بر محور اعتدال شکل گرفته است که در زندگي شخصي ، کفاف و عفاف و در جامعه ، توليد هرچه بيشتر است و زندگي خانوادگي ام هم با همين روحيه در جريان است. سطح زندگي شخصي من نسبت به قبل از انقلاب تنزل کرده است.


خانه هزار متري ملکي در دزاشيب به 500 متري اجاره اي تنزل کرد
{نگو گریه ام گرفت ؟؟؟}. همسرم شخصا همه کارهاي خانه داري را انجام مي دهد. البته ، در باره بعضي امور که مربوط به حکومت و متناسب با حفظ امنيت است ، رعايت برخي موارد با توجه به شرايط مسووليت و پستها، مشکل مي گردد که مساله چيز ديگري است.


منبع تامين زندگي ام ، همان اموال موروثي و درآمدهاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي است که به عنوان پوشش کارها و برنامه هاي مبارزاتي و اداره معاش و کمک به نيازمندان مبارز انجام مي شد و بعد از انقلاب ، نه تنها چيزي بر آن اضافه نشده ، بلکه کاسته شده است. از دهها هزار متر زمين در سالاريه قم، فقط چند صد متر براي خانواده ام مانده است و از پاساژ خيابان سعدي و مستغلات و اراضي کرج چيزي نمانده است
{شاکی جدید بنیاد مستضعفان}. بخشي در هزينه هاي جاري و بخشي براي کمک به نيازمندان و براي اداره و سامان دادن زندگي فرزندان که بزرگ شده اند و خانواده مستقل تشکيل داده اند، صرف شد.

انتقاد ديگري که در برخي محافل، حتي عامه مردم نسبت به شما مطرح مي شود، خانواده شما، يعني برادران و فرزندان شما هستند. مي گويند از موقعيت حضرت عالي براي رسيدن به موقعيت هاي خاص سياسي و يا اقتصادي سوء استفاده مي کنند. مطمئنا خيلي ها در جامعه هستند که مي خواهند واقعيت ها را از زبان خودتان بشنوند.
هاشمی رفسنجانی: اين هم يک قضاوت ناحق و شايد ناشي از کم اطلاعي است
{وای بحال اونهایی که اطلاعات دارند}. برادرم محمد، پس از انقلاب مشغول اداره صدا و سيما بود. حتي يک بار که اعضاي شوراي سرپرستي صدا و سيما او را عزل کردند امام اقدام آنها را محکوم و با استفاده از حق ولايت {!!} او را ابقا و شورا را منحل کردند. من به امام گفتم ، ممکن است بعضي ها اين اقدام را به حساب اعمال نفوذ من بگذارند. ايشان درحال حاضر نيز با حکم رهبر معظم انقلاب براي دومين دوره، به عنوان عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام منصوب شده است. برادر ديگرم، محمود، معاون فرماندار قم بود. روز دوم بعد از پيروزي انقلاب بدون اطلاع من او را در سمت فرمانداري نصب فرمودند و بعد رئيس اداره روابط خاورميانه در وزارت خارجه شد و اکنون بازنشسته است. برادر ديگرم، احمد است که قبل از انقلاب کارمند مس سرچشمه بود و اکنون بازنشسته است. و برادر ديگرم ، حاج قاسم است که قبل از انقلاب مرحوم شد و از 7 فرزند او فقط علي در نمايندگي مجلس ، آن هم با راي مستقيم مردم رفسنجان حضور دارد که بر بعضي ها سنگين آمده است. پسر بزرگم، محسن است که به هزينه من در خارج مشغول تحصيل بود. در شرايطي خاص به خاطر نياز به رشته تحصيلي او در صنايع موشکي، قبل از تکميل مقطع نهايي تحصيل ، براي کمک به کشور به ايران آمد و گذشته از خدماتش در آن مقطع، شايستگي او حداقل در تکميل و اداره متروي تهران که در دولت فعلي به او محول شده است، نبايد بر شما مخفي باشد. {توجه شما را به مطلب مترو تهران و پایگاههای زیرزمینی جلب ميکنم}
پسر دوم من، مهدي است که پس از بلوغ به جبهه رفت و درچند عمليات پرخطر به صورت بسيجي داوطلب شرکت کرد و يک بار در عملياتي در محور کانال ماهي، باهوش خدادادي اش توانست گرداني را که راه را گم کرده بود، از مهلکه بيرون ببرد. او مصدوم شيميايي و ريه اش آسيب ديده است. در کنکور سراسري رتبه بيست و نهم را به دست آورد. با تاسيس شرکت دولتي صنايع دريايي
{قابل توجه مصدومان جنگ.. یاد بگیرید؟؟}، توانست دستاوردهاي مهمي که در ايران سابقه نداشت ، از قبيل سکوهاي بزرگ دريايي و لوله کشي در کف دريا براي کشور داشته باشد. اکنون مسووليت آن شرکت در اختيار يکي از نيروهاي ايثارگر است. همچنين ، سايت عسلويه را در پارس جنوبي آغاز کرد و فاز اول پارس جنوبي را به او سپردند و اکنون در شرکت بهينه سازي مصرف سوخت کار مي کند، که از لحاظ صرفه جويي و حفظ محيط زيست اقدامي بي بديل است. او در سطح مديران درجه سوم و چهارم کشور کار مي کند. پسر کوچکم، ياسر، در 15 سالگي به جبهه ، رفت و يک بار همراه با يکي از همرزمانش در عمق خاک عراق ، در جبهه چومان مصطفي گروهي از نظاميان عراقي را به اسارت گرفت. بعدها مجروح شد که با کمک پزشکان جراح نجات يافت. او در يک اقدام موثر در جهاد سازندگي کمک موثري به خودکفايي در محصولات لبني من جمله پنير کرد، که براي بخش دامداري کشور بسيار با اهميت است و ممکن است کساني که دستي در پنير وارداتي داشتند، کينه او را در دل گرفته باشند {داشتن فرزند نابقه و با استعداد هم نعمتی است}. فرزندان من در جامعه براي خود حساب ويژه اي باز نکرده اند و در محيط زندگي خود با ديگران همسانند. پيشنهاد مي کنم از فرماندهان لشکرهاي سيدالشهدائ و 27 رسول الله(ص) که پرونده بسيجي شان در آنجاست، از روحيه و مشي اجتماعيشان بپرسيد.
دختر بزرگم فاطمه، سالهاست که مسووليت بنياد بيماري هاي خاص را بدون دريافت يک شاهي حقوق به عهده داشته و دارد. اين بنياد غيردولتي و مردمي
N.G.O است و هيات امناي معتبري دارد که افرادي مثل دکتر علي اکبر ولايتي ، دکتر فاضل ، دکتر باقر لاريجاني و دکتر طباطبايي در آن عضو هستند. به اعتراف افراد مطلع ، خدمات شايسته اي براي اقشار محروم کرده است. نمي دانم کجاي اين کار قابل اعتراض است؟

علی هاشمی

فائزه هاشمی

دختر ديگرم فائزه هاشمي ، براساس تشخيص و عقيده خود براي کمک به خانمها و حل مشکلات آنها، به صورت افتخاري، داوطلب و بدون حقوق اقداماتي من جمله در ورزش بانوان کرد که نياز بسيار جدي و فراموش شده نيمي از جمعيت کشور بود {بعلت کمبود زن در ایران فقط خانواده ایشان !!!!!!!}. البته کارهايش با سليقه بعضي ها سازگار نبود. امتيازي نگرفته است که شما به حساب وابستگي بگذاريد. حالا علاوه بر سوال شما مي خواهم چند جمله اي هم درباره مواردي که نپرسيديد بگويم:
خواهرانم که در نوق رفسنجان مانده اند، به همان زندگي روستايي قبل از انقلاب اکتفا کرده اند و با همان امکانات محدود کشاورزي و گاهي با خياطي معاش خود را تامين مي کنند و در خانه کوچک خود چند خانم معلم را که در روستا جايي ندارند، جاي مي دهند و يکي از آنان از بابت حقوق مشروع شهادت فرزندش، مهدي شريفيان ديناري دريافت نمي کند.
مادرم تا سن 90 سالگي در روستا ماند و با اين که فرزندش رئيس جمهور کشور بود، امور زندگي اش را شخصا انجام مي داد و با اداره چند گوسفند بخشي از زندگي خود را تامين مي کرد و دهها انسان فقير و مزد بگير که از نزديکان خانوادگي من هستند و کسي آنها را نمي شناسد، در جايي مطرح نيستند و نه توقعي دارند و نه شکايتي و نه درخواستي براي امتياز، تا وارد امور شوند.
مطمئنا اگر آنها با من نسبت خانوادگي نداشتند، مثل ساير افرادي که با تلاش موثر خود در مصادر امور قرار گرفته اند، مي توانستند وارد کارهايي بشوند که ملاحظات اجتماعي مانع بوده است.
نمي دانم چرا بعضي ها به جاي استفاده از اين افتخارات در خانواده مسوولي از مسوولان تراز اول کشور، براي معرفي بهتر انقلاب، در صدد سوء استفاده از شايعات براي بدنام کردن فردي يا خانواده اي هستند که طبعا براي انقلاب هم ضرر خواهد داشت؟  {ضربه به رفسنجانی = ضربه به انقلاب}

شما تحولات عراق را چگونه پيش بيني مي کنید؟
هاشمی رفسنجانی: کسي که اوضاع امروز دنيا را زير نظر داشته باشد، مي بيند که امواج حرکتهاي انساني به طرف استقلال ملتها پيش مي رود. حتي کشورهايي را مي بينيم که مردمش زورگويي هاي داخلي را هم نمي پذيرند. امریکا باید بداند سلفيها، بعثيها و جريان هاي خارجي مثل القاعده در عراق حضور دارند و جمع کردن و اداره کردن اين گروهها از مشکل ترين کارهاست و الان فقط يک عقل و کمک جمعي مي تواند اين مساله را حل کند . بهترين شکل اين است که راه درستي باز شود تا مردم عراق بتوانند با کمک مراکز خوش نام و خوش نيت دنيا، وحدت ارضي و استقلال خود را حفظ کنند.

 



مثلا چه مراکزی؟
هاشمی رفسنجانی: در درجه اول بايد سازمان ملل متولي شود البته به تنهايي نمي تواند بايد قدرتهاي جهانی و همسايگان عراق مثل ايران ، ترکيه ، سوريه ، عربستان و حتي کويت و اردن کمک کنند. پوشش بين المللي هم مي خواهد. امريکا هم به عنوان يک کشور جامعه بين الملل مي تواند در چنين جمعي موثر باشد.

واقعا وقتي شنيديد صدام بازداشت شد، چه احساسي داشتيد؟
هاشمی رفسنجانی: از يک طرف خوشحال بودم....از طرف ديگر، نمي خواستيم امريکايي ها او را اسير کنند {؟؟؟؟ آخه يک روزی هم نوبت تو ميشه}. درباره اعدام صدام هم نظرات متفاوتي مطرح شده است. بعضي کشورها ازجمله انگليس مخالفت کردند. آسان ترين مجازات براي صدام، اعدام است.

نظر خود را درخصوص ميزان مشارکت مردم و آرايش نيروها بفرماييد؟
هاشمی رفسنجانی: همان طور که گفتيد، پيش بيني آسان نيست.

چقدر راي پيش بيني مي کنيد؟
هاشمی رفسنجانی: مگر اين که يک شوک مثبت يا منفي پيش بيايد که مردم نيايند. فکر مي کنم درصد رايج دنيا را خواهيم داشت
{خواب ديدی خير باشه !!!!}. جمعيت ما زياد، اما تعداد آرا کمتر شده. اين مساله نشان مي دهد که حالات سالهاي اول انقلاب کم شده است تعداد آرا از اين لحاظ بالاتر نرفته و پايين تر آمده است.

شما مرجع بسياري از رايزني ها هستيد {؟؟} آيا احزاب مطرح کشور راجع به انتخابات با شما رايزني داشته اند؟ {!!}
هاشمی رفسنجانی: يکي دو مورد هست که خودم هم عضو هستم. مثلا در جامعه روحانيت عضو هستم که گاهگاهي در جلساتشان شرکت مي کنم. ديگران هم به خاطر ارتباطات شخصي، از هر دو جريان مي آيند و با هم حرف مي زنيم و گاهي مشورت مي کنند.

آيا هنوز هم نمي توانيد بگوييد کدام حزب يا گروه به شما نزديکتر است؟
هاشمی رفسنجانی: به صورت رسمي عضو جامعه روحانيت مبارز هستم.


در افکار عمومي اين سوال مطرح است که چرا آقاي هاشمي سکوت اختيار کردند؟
هاشمی رفسنجانی: دو سه دليل دارد. يکي اين که بعد از رياست جمهوري، از لحاظ نظري به اينجا رسيده بودم که ميدان را قدري خالي کنيم. ذاتا قبول ندارم که افرادي مثل من کارگردان باشند، مگر اين که مجبور باشيم. در انتخابات گذشته مجلس، تقريبا مرا مجبور کردند که وارد شدم. {البته اگر اينو نگی چی بگی!!!}

منطقه آزاد کيش و بعدها دو سه منطقه ديگر در دوران دولت شما افتتاح شد برخي مي گويند که مناطق آزاد تجاري محل ورود کالاهاي لوکس خارجي و آن هم به نفع مرفهان شد؟
هاشمی رفسنجانی: هدف اين بود که اين جزاير آباد شوند، تا اولا حضور مردم ايران در آن منطقه مهم و استراتژيک برجسته شود، ثانيا از مزيت هاي نسبي آنها براي رونق اقتصادي کشور بهره گيري شود. مهمتر از اين، دليلي نبود که اين همه سرمايه ايرانيان در ابوظبي و دبي باشد. اگر آن سرمايه ها در آن جزاير بود، اين همه بيکاري در کشور نبود.
{؟؟}

در بين ايثارگران جنگ تحميلي، بعضي ها مي گويند شما با تاييد روحيه تجملگرايي، نقش بسيجيان را کم رنگ کرديد و هميشه به آن خطبه شما استناد مي کنند که از ايثارگران با تعبير «چلنبر» ياد کرديد.
هاشمی رفسنجانی: اگر به سير تاريخ انقلاب و سوابق پس از پيروزي آن مراجعه کنيد، در مي يابيد در تشکيل سپاه پاسداران، جهاد سازندگي، بسيج مستضعفين، حزب جمهوري اسلامي، کميته امداد امام (ره) و مراکزي از اين نوع که قلمرو حضور قشر حزب اللهي است، تا جايي که توانسته ام، تلاش کرده ام. من با ادله فراوان قرآني و روايي و سيره ائمه، اثبات کردم که اسلام خواستار استفاده مومنان از نعمتهاي الهي در حد کفايت و بدون اسراف است و مايل نيست که مسلمانان اجازه دهند کفار و دشمنان اسلام از مواهب الهي بهره بگيرند.
{اين جمله آخر تو، جمله خطرناکی است. اگر در قرآن نيز همچين مطلبی پيدا شود بايد بر روی قرآن هم خط بطلان کشيد و اين عقيده طالبانی را دور ريخت !!}

 

منبع: ذاکری

هاشمی رفسنجانی یکی از پنجاه ثروتمند جهان

 

هر روز گوشه جديدی از دزدی ها و غارتگری های آخوندهای حاکم بر ايران برملا می شود. با وجود اين که آنها رسانه های مستقل را در ايران توقيف کرده و روزنامه نگاران مستقل را سخت زير فشار قرار داده اند، تا نوری به لايه های تودرتوی مافيای حاکم تابيده نشود، اما ابعاد فساد و ثروت اندوزی سران رژيم از مرزهای ايران فراتر رفته و برای رسانه های جهانی به يک سوژه جالب تبديل شده است.


روزنامه نگاران خارجی و ايرانی اين روزها برای کشف حساب های بانکی سران رژيم در کشورهائی مثل سوئيس، لوکزامبورگ و نقاط ديگری که به بهشت سرمايه ها معروف شده و نيز برا ی بررسی اموال سران رژيم در ايران، دبی، سوريه و لبنان فعال شده اند.


همزمان با اين تلاشها، تشکل های دانشجويی و نظامی و دينی وابسته به جناح راست نيز که کم کم از ابعاد دزدی های و غارتگری های رهبران فکری و سياسی خود و فرزندان آنها باخبر می شوند و متوجه می شوند که چه کلاهی بر سرشان رفته مساله دار شده و دچار بحرانهای فکری و سياسی می شوند.


به نظر می رسد که ادامه افشای فسادهای مالی و اقتصادی سران رژيم ممکن است آنان را از آخرين تکيه گاههای خود که تشکل های پيشگفته می باشند محروم سازد.


در سال ۱۹۹۹ يک نشريه اقتصادی چاپ آمريکا مدعی شد که هاشمی رفسنجانی چهل و هشتمين ثروتمند جهان است ( دراين مورد مراجعه شود به گزارش همين هفته بی بی سی که در زير آورده شده است.) اين خبر مدتها سوژه روزنامه های مستقلی بودند که همگی اکنون توقيف شده اند. بررسی ها و کنجکاوی های روزنامه نگاران ممکن است سرانجام ميزان ثروت سران رژيم را مشخص سازد. پس از هاشمی رفسنجانی که گفته می شود در پنج قاره جهان صاحب ثروت های عظيم شده است، ساير سران رژيم نيز ثروت های نجومی اندوخته اند که از آن جمله اند، واعظ طبسی، بيت خامنه ای، علی اکبر ولايتی، محمدی يزدی، محسن رفيق دوست، حبيب الله عسکراولادی، خاموشی، بادمچيان و...


آيت الله جلال الدين طاهری امام جمعه سابق اصفهان در هفته گذشته در مورد گزارش هايی که درباره فساد مالی سران رژيم انتشار يافته چنين گفت:


" می گويند بعضی ها چند ميليارد ذخيره دارند که اگر خدای ناکرده از روحانيت يک چنين صداهايی شنيده شود اين صحبت ها باشد خيلی اثر نامطلوب می گذارد و بزرگترين خيانت و جرم است و معلوم می شود که ما انقلاب را برای خودمان می خواهيم."


در واکنش به گزارش ها و اخباری که در اين زمينه انتشار يافته مهدی هاشمی فرزند علی اکبر هاشمی مدعی شد که خانواده او از پيش ا ز انقلاب در قم صاحب سیصد قطعه زمين و در رفسنجان صاحب باغ های فراوانی پسته بوده است. اما چه اين حرفها درست باشد يا خير يک چيز مسلم است و آن اين که ورود خانواده رفسنجانی به معاملات مربوط به اکتشاف و فروش نفت و گاز از پس از انقلاب آغاز شده است.

 

رفسنجانی از معدود روحانيونی است که پيش از انقلاب با همسر و فرزندان خود عکس خانودگی می گرفتند ( از راست: فائزه،محسن،ياسر، مهدی)

رفسنجانی از معدود روحانيونی است که پيش از انقلاب با همسر و فرزندان خود عکس خانودگی می گرفتند ( از راست به چپ: فائزه، محسن، ياسر، مهدی)

 

هاشمی رفسنجانی عزیز !!!

فائزه هاشمی موسس اولين روزنامه زنان بود که همراه با روزنامه های اصلاح طلب در سال ۱۳۷۸ توقيف و خود وی در دادگاهی محاکمه شد.

علی هاشمی برادر زاده رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام است که سال ها از زمانی که ۲۵ سال بيش تر نداشت در مقام معاون وزارت نفت، بر فروش نفت کشور نظارت داشت.

هاشمی رفسنجانی

فائزه دختر بزرگ هاشمی رفسنجانی

علی هاشمی برادرزاده هاشمی رفسنجانی

 

ثروت خانواده هاشمی رفسنجانی

بی بی سی - سرانجام و پس از سال ها شايعه و گفتگو بر سر ثروت اکبر هاشمی رفسنجانی و خانواده اش، فرزند وی در مصاحبه ای به پاسخ گوئی شايعات پرداخت و ادعا کرد که ثروت خانواده آن ها بعد از انقلاب کاهش يافته است.

آن چه مهدی هاشمی را واداشت تا روز سه شنبه فرصت ديدار پدرش از مصلای جديد تهران را غنيمت شمرد و درباره موضوعی سخن بگويد که سخن گفتن درباره آن معمول نبوده است، انتشار خبری درباره تهيه يک فيلم تلويزيونی درباره ثروت خانوادگی رييس جمهور سابق است.

دو هفته پيش آشکار شد دو نفرايتاليائی و آمريکائی که به عنوان نمايندگان يک شرکت فروشنده ابزار و داروهای کشاورزی به ايران رفته و از جمله توانسته بودند از کرمان و رفسنجان زادگاه و محل نفوذ هاشمی رفسنجانی ديدن کنند در واقع تهيه کنندگان فيلمی درباره ثروت رييس مجمع تشخيص مصلحت بوده اند.
فيلم تهيه شده توسط اين فيلمبرداران که بنا به گفته ها به توصيه يکی از نزديکان خانواده هاشمی رفسنجانی از بازديد و دريافت مجوز از وزارت ارشاد معاف شده است بنا به اخباری که منتشر شده به يک شبکه تلويزيونی آمريکائی فروخته شده است.

 

مهدی هاشمی دومين پسر هاشمی رفسنجانی در مصاحبه با خبرنگاران تاکيد کرده است که "ما چيزی برای پنهان کردن نداريم، پدرم قبل از انقلاب در حدود دويست و يا 300 قطعه زمين در قم داشت که آلان از آن 20 قطعه زمين باقی مانده است."

وی داشتن دارائی هائی در کيش و سهام شرکت سانيو را تکذيب کرد و گفت هر کس چيزی در هر کجای ايران به غير از فهرستی که به قوه قضاييه ارائه دهيم پيدا کرد مال خودش.


بررسی دارائی مقامات

قانون اساسی ايران در فصل 142 خود که در سال 1358 تصويب شد تاکيد داشت که "دارائی رهبر يا اعضای شورای رهبری، رييس جمهور، نخست وزير و وزيران و همسر و فرزندان آن ها قبل و بعد از خدمت توسط ديوان عالی کشور رسيدگی می شود که بر خلاف حق افزايش نيافته باشد."

 

اين فصل از قانون در بازنگری قانون اساسی در سال 1368 تنها با تغيير" ديوان عالی کشور" به "رييس قوه قضاييه" به تصويب رسيد و در سال های اخير اعلام گرديد که آيين نامه ای براساس آن تهيه شده که نحوه بررسی دارائی های افراد مشخص شده در قانون اساسی را در ابتدای هر سال از دوران خدمتشان معلوم می کند.

قانون از رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام و روسای قوه قضاييه و مقننه نامی نمی برد و تاکنون هم خبری از اجرای آن اعلام نشده است، ولی چندی پيش رييس قوه قضاييه آشکار کرد که رسيدگی ها هر ساله صورت می گيرد و چيزی خلاف حق در آن مشاهده نشده است.


درباره هاشمی رفسنجانی و ثروت وی از اولين روزهای جمهوری اسلامی سخن ها گفته می شد که به طور معمول با اغراق ها و شايعاتی تائيد نشده همراه می شد.

در مقدمه کتاب زندگی هاشمی رفسنجانی[ دوران مبارزه نشر ذره سال 1376 درباره شکل گيری شخصيت وی نوشته شده: " شرايط دشوار زندگی، از هفت تا چهارده سالگی( که برای تحصيل به قم رفته است) تاثير تعيين کننده ای در شخصيت مقاوم، صبور و چند بعدی وی داشت. مشارکت و کمک به خانواده در امور باغ، دام و طيور و کوشش در حفظ دستمايه معيشت روستائی زمينه آشنائی وی با واقعيت های زندگی بود".

آيت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی شش سال پيش در مصاحبه ای فاش ساخت که هاشمی رفسنجانی قبل از انقلاب به دوستان و آشنايان خود در حوزه علميه پول ها قرض داده است.

رهبر جمهوری اسلامی با اشاره به وضيتی که سال ها پيش هنگام سفر وی به خارج از کشور تنظيم شده است گفت که خود نيز در سال های آخر دهه چهل از زمره بدهکاران به آقای هاشمی بوده است.
هاشمی رفسنجانی خود در کتاب خاطراتش فاش ساخت که قبل از انقلاب تعدادی سهام کارخانه قند فريمان داشته که در دوران رياست جمهوری مقداری از آن را به محرومان واگذار کرده است.

 

در مصاحبه ای ديگر در سال 1378 هاشمی از داشتن چند قطعه زمين در قم و روستای نوق زادگاه خود در رفسنجان سخن گفته بود که در مصاحبه روز سه شنبه مهدی هاشمی از آن به 200 - 300 قطعه در قم و تعدای باغ پسته سخن رفته است.

اما آن چه از سال ها پيش گفتگو درباره ثروت خانواده هاشمی را بر سر زبان ها انداخت علاوه بر فعاليت های تجاری محسن هاشمی فرزند بزرگ هاشمی رفسنجانی، اتحاديه پسته کاران کرمان است که از اوايل انقلاب مديريت آن در اختيار يکی از بستگان هاشمی رفسنجانی بوده است.

نشريات رسمی و مخفی بسياری با اشاره به نفوذ تعاونی پسته کرمان و گستردگی اين موسسه بزرگ که در کار صادرات پسته و واردات کالاهای مختلف به ويژه در دوران محدوديت های وارداتی سال های جنگ فعاليت وسيعی داشت آن را بخشی از ثروت خانواده هاشمی به حساب آورده اند که با استفاده از نفوذ وی به دست آمده است.

گسترش شايعات درباره ثروت خانواده هاشمی رفسنجانی در دومين رياست جمهوری وی، به قرار شايعات رايج رهبر جمهوری اسلامی را واداشت که از فرزندان رييس جمهور بخواهد که از شرکت در کارهای تجاری خودداری کنند.

 

سوابق تجاری فرزندان هاشمی رفسنجانی

به دنبال همين مصلحت انديشی محسن هاشمی از فعاليت های تجاری که نام او را در موارد بسياری بر سر زبان ها انداخته و حتی به نشريات خارجی سرايت داده بود معاف شد و به رياست دفتر ويژه پدر خود در آمد.

محسن هاشمی با ورود به دولت به جای حسين مرعشی از اعضای خانواده هاشمی، استاندار سابق کرمان و نماينده فعلی مجلس به رياست دفتر رييس جمهور منصوب شد و با فرارسيدن خرداد سال 1376 به مجمع تشخيص مصلحت منتقل گشت و بعد به رياست موسسه مترو تهران رسيد.

 

پيش از اين انتصاب از فعاليت های تجاری خارجی وی اخباری منتشر می شد و از جمله در سال 1375 اعلام گرديد که ملاقات کوتاه هاشمی رفسنجانی رييس جمهور ايران در جريان سفر به ترکمنستان با جورج شولتز وزير خارجه سابق آمريکا به آن جهت بوده که فرزندانش در شرکتی شريک بوده اند.


اين اشاره ای به محسن هاشمی بود که در افشاگری های اکبر گنجی از وی به عنوان دست داشتن در تدارک صادرات خيار شور که در يکی از بنادر آلمان محموله آن اسلحه تشخيص داده شد دست داشته است.

محسن هاشمی دوره مهندسی حمل و نقل را در بلژيک گذرانده است از شش سال پيش مديرعامل شرکت مترو تهران است که در سال 1377 برای آن چند ميليارد تومان از دولت بودجه خواست و تهديد کرد که اگر اين رقم تامين نشود کار مترو پيش نخواهد رفت.

رييس سازمان بازرسی کشور سال گذشته در مصاحبه ای درباره فساد در دستگاه های دولتی در مقابل سئوال خبرنگاران خود را ناگزير به اين تاکيد ديد که "درباره شخص آقای هاشمی هيچ عمل خلافی مشاهده نشده است."


بسیاری از همکاران هاشمی رفسنجانی که از وی به عنوان مرد دوم هميشگی جمهوری اسلامی و دولت سايه نام برده می شود معتقدند که شايعات بسيار درباره ثروت و قدرت وی از آن جا مايه می گيرد که وی از معدود روحانيونی است که فرزندان و اعضای خانواده وی در فعاليت های اجتماعی و سياسی حضوری گسترده دارند.


به جز محسن هاشمی، دو پسر ديگر رييس جمهور سابق هم گفته می شود از کارهای تجاری در بخش خصوصی کنار رفته اند. آنان از هفت سال قبل در وزارت نفت و خارجه فعاليت دارند.


دو دختر هاشمی رفسنجانی، فائزه و فاطمه در کار " شورای ورزش زنان" و "انجمن کمک به بيماران خاص" فعال هستند و فائزه هاشمی موسس اولين روزنامه زنان بود که همراه با روزنامه های اصلاح طلب در سال 1378 توقيف و خود وی در دادگاهی محاکمه شد.

عضو ديگری از خانواده هاشمی رفسنجانی که در مورد وی نيز در شايعات گفتگوی بسيار وجود داشت و با تذکر رهبر انقلاب از کار خود کنار رفت، علی هاشمی برادر زاده رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام است که سال ها از زمانی که 25 سال بيش تر نداشت در مقام معاون وزارت نفت، بر فروش نفت کشور نظارت داشت.

 

علی هاشمی با آغاز به کار دولت محمد خاتمی و شرکت در تاسيس حزب کارگزاران سازندگی از دولت خارج شد و به عنوان نماينده رفسنجان رياست فراکسيون کارگزاران سازندگی را در مجلس به عهده گرفت.

سال قبل همزمان با اعلام برنامه تبليغاتی مبارزه با مفاسد اجتماعی و "آقازاده ها" که در آن نام فرزندان چند تن از روحانيون صاحب مقام به ميان آمد آشکار گرديد که فرزندان بسياری از روحانيون محافظه کار از جمله واعظ طبسی، جنتی، خزعلی، دری نجف آبادی، هادی غفاری و مقتدائی نيز در فعاليت های تجاری خبرسازی شرکت داشته اند.

يک نشريه نه چندان معتبر اقتصادی چاپ آمريکا در سال 1999 هاشمی رفسنجانی را چهل و هشتمين ثروتمند دنيا اعلام کرد، ادعائی که توسط هيچ منبعی به اثبات نرسيده و مدت ها سوژه به دست روزنامه های مستقل و آزادی داده بود که در سال های اول رياست جمهوری محمد خاتمی منتشر می شدند که با طعنه از رقم 48 می نوشتند و آن را خوش يمن می خواندند.

 

ابهامات در مورد فيلم تلويزيونی

در مورد فيلم تلويزيونی ثروت خانواده هاشمی که دور تازه ای از گفتگو درباره شايعه ای قديمی را باعث شده است مهدی هاشمی به خبرنگاران چند سخن مختلف گفته است.

وی در يک جا ادعا کرده که " فيلمی از آن ها تهيه نشده" در جای ديگر آن را متعلق به "شبکه ای ايتاليائی و دست دهم" توصيف کرده و در نهايت گفته "اگر اين فيلم را ساخته اند پخش کنند". اتفاقی که به نظر می رسد به زودی خواهد افتاد.

فرزند رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در مصاحبه خود اشاره ای به ثروت خارجی خانواده شان که در شايعات به آن اشارات فراوان می شود نکرده و از جمله نوشته يک نشريه عربی را درباره سرمايه گذاری های هاشمی ها در دوبی و مالزی بی پاسخ گذاشته است.

مصاحبه مهدی هاشمی دو روز پس از آن صورت می گيرد که آيت الله جلال الدين طاهری امام جمعه سابق اصفهان جمله ای در ابهام و پوشيده درباره روحانيون بيان داشت.

روحانی ناراضی که قديمی ترين امام جمعه منصوب بنيان گذار انقلاب اسلامی است گفت "می گويند بعضی ها چند ميليارد ذخيره دارند که اگر خدای ناکرده از روحانيت يک چنين صداهائی شنيده شود اين صحبت ها باشد خيلی اثر نامطلوب می گذارد و بزرگ ترين جنايت و جرم است و معلوم می شود که ما انقلاب را برای خودمان می خواهيم."