با پادرمیانی سازمانهای حقوق بشری و بسیاری از فعلان و وزنه های سیاسی در خارج از کشور رفتن امیر ابراهیمی به ایران منتفی است.

داستان نفوذ ارکان اطلاعاتی رژیم منفور جمهوری اسلامی داستان و حکایتی امروزی نیست که بتوان با آن به مبارزه پرداخت و ادعا نمود در تمامی زوایا شناخته شده و خنثی شده است ولی می توان این ادعا را نمود که افکار و اقدامات اپوزیسیون در خارج و داخل کشور بسیار به هم نزدیک شده است و عملیاتهای اطلاعاتی و سایبری نظام روز به روز در حال سقوط می باشد که من و بسیاری از دوستان آمریکائی و اروپائی حدود ۶ ماه پیش بر روی این مسئله و بررسی شاخه های مسموم نفوذ سایبری اتفاق نظرات متعددی را در زاوایه های مختلف بررسی نمودیم و در همان جلسات بود که نام امیر فرشاد ابراهیمی و گذشته و حال او مورد گفتگو قرار گرفت و بسیاری از دوستان هم نظر بودند که امیر فرشاد ابراهیمی و برخورد با او از زمان خروجش می تواند غده های چرکین و نفوذی را در درون اپوزیسیون بهتر از هر روز شناسائی کند که این غدد نه تنها در رسانه های تصویری لوس آنجلسی بلکه در رسانه های ملی آمریکا و انگلستان مثل صدای آمریکا و بی بی سی هم بخوبی قابل تمایز شده ، در ۶ ماه پیش بود که پیشبینی اهداف سایبری و هماهنگ اطلاعاتی نظام برای سرکوب افراد موثر در اپوزیسیون و خبر رسانان موثر مورد بررسی قرار گرفت و یکی از افراد موثر در این چرخه امیر فرشاد ابراهیمی نام داشت ولی با تمامی این گفتار حول و هوش ابراهیمی و ابراهیمی ها کماکان سیگنالهای منفی برای خنثی نگه داشتن امثال ابراهیمی از قدرت و نفوذ بالاتری در مدیریت برنامه ای رسانه ای قرار داشتند و امکان برخورد با آنان میسر نبود و در همین زمان بود که تصمیم این گروه بر آن شد که گزارشی تهیه نمایند و بعنوان گزارشی محرمانه و برشمردن اهداف رژیم جمهوری اسلامی برای سرکوب نرم گزارشگران موثر و خبر رسانان موثر آن را برای اعلام نظر خود و پیشگیری به مدیران بالا دستی خود ارائه دهند که این کار در حد ۷۰ صفحه گزارش انجام گرفت و در این گزارش اهداف رژیم کاملا مورد بررسی و تذکرات مکرر ارائه شده بود و همچنین اهداف و سوء نیت های رژیم در اقدام و کم رنگ کردن حالا و هوای خبر رسانی و افشاگری افراد و گروهها و همچنین نفوذ بیشمار هوشیار و غیر هوشیار که منظور نفوذ مستقیم و دانسته در افراد و غیر مستقیم و ناشناخته در افراد که تمامی این برنامه ها با بررسی ها و مهندسی بسیار دقیق از حال و هوای افراد و عقده های شخصی از یکدیگر بوده که می توانسته بعنوان نقطه اوج برهم زدن اوضاع در درون خبررسانان سیاسی مورد بهره برداری قرار گیرد و همزمان قدرت نمائی رژیم و دستگاههای اطلاعتیش را به رخ دنیا می کشید. امیدوارم تا این حد کافی باشد چون اجازه بازنمودن بیشتر تصمیمات آن جلسه ندارم.
ولی چرا امثال امیر ابراهیمی سوژه مورد نظر دستگاههای اطلاعاتی قرار گرفتند ؟ و در نهایت با هدایت او به گوشه و با به انزوا کشاندن او در تمامی ابعاد او را اپوزیسیون زده کردند ؟ چرا خود ابراهیمی که تا حدی خود را مقصر دانست و فرصت بدام افتادن را محیا ساخته ؟ که او با پای خودش راهی سفارت جمهوری اسلامی شد تا به ایران برود و حتی با آنان به جنگ در سفارت برخیزد تا برگه بگیرد و خود را به چوبه دار در ایران بسپارد ؟؟؟
بلی دقیقا قبل از تمامی این داستانها و اقدامات در ۶ ماه پیش مشخص شده بود که این اهداف شوم رژیم پس از شکست در داستانهای پس از انتخابات قربانیانی خواهد داشت و یکی از این قربانیان امیر ابراهیمی بود که با تحت فشار گذاشتن او بصورت محسوس و نا محسوس و همچنین اقدامات شرم آور بر علیه خانواده اش و تهدیدهای روزانه و شبانه خانواده در ایران، و همچنین برهم زدن اوضاع زندگی و احوالات شخصی او توسط یکسری قلم بدست مزدور و همچنین مهره های مزد بگیر خبری و اینترنتی و درگیر نمودن او در عرصه رسانه ای و مجبور نمودن او به نوشتن و جوابگوئی به صالحان و ناصالحان و همچنین مغرضین، او را تا اندازه ای تحت فشار روحی و روانی قرار دهند که او بالجبار دست به کاری بزند که در بالاترین مرتبه آن وارد نمودن خساراتی سهمگین بر پیکره اپوزیسیون و مبارزات آنان در خارج از کشور بوده باشد ، و با ورود امیر ابراهیمی به ایران بزرگترین برگ برنده رژیم و دستگاه اطلاعاتی در این برهه از زمان بر علیه اپوزیسیون داخلی و جنبش سبز در خارج و داخل بر روی میز صدا و سیما قرار می گرفت و تا آنجائی پیش می رفتند که وانمود کنند در خارج از کشور حتی کسانیکه سنگ بر سینه می زنند و از اسرائیل و آمریکا دفاع می کنند هم در حاشیه امنیتی و آرامشی قرار ندارند و تمامی اپوزیسیون در خارج و داخل صرفا نوکر بی جیره و مواجب اجنبی ها هستند، و تازه این شروع تبلیغات رژیم و بدون اعترافات امیر ابراهیمی در صدا و سیما است و پس از آن بسیاری از اعترافات او که می توانست تحت شکنجه و یا داروهای روان گردانی بر روی صفحه صدا و سیمای ایران نقش ببندد و واقعا اوضاع آنچنان بد می شد که پدر به فرزند و فرزند به ماد و مادر به اصل وجودی خودش در مبارزه با رژیم ملایان شک می کرد و اینجا بود که بسیاری از فعلان سیاسی ایرانی و آمریکائی و اروپائی و آسیائی ایرانی و غیر ایرانی تصمییم گرفتند این جشن پیروزی رژیم را به عزای اقدامات سایبری و اهداف شومش بر علیه اپوزیسیون تبدیل نمایند، خدا را شاکریم که با کار و تلاش متداوم و شبانه روزی در چند روز گذشته توانستند با کمی ها کاستیها امیر فرشاد ابراهیمی را متوجه خطرات این اقدام او و همچنین فاجعه های پس از آن برای حرکات مردمی بر ضد رژیم خونخوار در ایران بنمایند، و الحق او که تمام وجودش و خواسته هایش تنها خدمت به مردم ایران و آزاد سازی ایران از دست دیکتاتوریست با فهم صحیح جواب تمام تلاشهای مبارزان راه آزادی ایران را داد و تصمییم گرفت که همانگونه که خون ندا و دیگران در راه آزادی بر زمین گرم ریخت شد از بسیاری از متعلقات خود در ایران بگذرد و راه اصولی و همگانی مبارزه در خارج از کشور را ادامه دهد تا روزی که امکان حضور فیزیکی او در ایران عملی باشد و از همین تریبیون های آزاد صدای خود را بگوش مشتاقان برساند که برایش دعا می کنیم در راهش موفق باشد که البته این اقدامات ایشان برای اهداف اپوزیسیون در شناخت رویه های اطلاعاتی رژیم بسیار مفید واقع شد و خود او آزمون سختی را پشت سر نهاد تا به این باور برسد که ایران و آزادی ایران و مردمش مهمترین اصل باورش می باشد .
و در انتها برای وزارت اطلاعات و تاریکخانه روزنامه کیهان که نتوانستند به اهداف شومشان برسد بسیار متاسف و خوب میدانیم که آنها دست بردار نیستند ولی این را هم خوب می دانیم که اهدافشان شناسائی و تماما مثل پروژه بر روی امیر ابراهیمی یک به یک خنثی خواهد شد.
و همچنین از کلیه نیروهای ضربه خورده از دست جمهوری اسلامی می خواهم که بدون پس و یا پیشوند یک آشتی ملی اوپوزیسیونی را تا قبل از پایان سال ۱۳۸۹ برنامه ریزی نمایند و آن را برای شکست اهداف شوم رژیم جشن بگیرند و نام آن روز را آشتی ملی آزادگان نام نهند ....با سپاس ...ذاکری
البته خوب و نیک میدانیم که حجمه زیادی بر علیه این کار ایشان خواهند تاخت ولی خوب مشخص است که آنان چه کسانی خواهند بود و نوکر چه سازمانی خواهند بود و خوب میدانیم که آنان دشمن مردم ایران و جیره خوار رژیم هستند و بس .