۳۲ سال انقلاب اسلامی در یگ نگاه - بخش ۳
کالبد شکافی مافیای رهبری ، اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات ،تاریکخانه سازمان ترور ، چپاولگران ثروت ، قاتلان و قصابان قوه قضائیه در جمهوری اسلامی ایران
درج هرگونه مطلب و یا کپی برداری صرفا با دادن لینک مستقیم این وب سایت مجاز می باشد.
با توضیح فوق تا حدی مشخص می شود که رکن دو در این زمان بر عهده نیروهای زیر بوده است:
1 - سپاه پاسداران به سرپرستی محسن رضایی و منتظری و رضا عاصف
2 - سازمان مجاهدین خلق و برخی از نیروهای وابسته به سازمانهای اطلاعاتی که عاملهاشان مسعود کشمیری و جواد قدیری بوده اند.
3 - سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که از آنها، سعید حجاریان و سعید مظفری و بیژن تاجیک و تقی محمدی و ..
4 - دادستانی انقلاب که جمال اصفهانی عضو آن بود و نزدیک به سپاه نیز بود
5 - انجمن حجتیه که محمد رضوی - که ازاعضای رده بالای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز بود - و سرهنگ اقارب پرست و سرهنگ کتیبه و ... از این انجمن بودند.
● رضا زوارهای در آبان و آذر 1379 گفته است: «... مسعود كشمیری به همراه مهندس رضوی (كه از اعضای شورای مركزی سازمان مجاهدین انقلاب بود) به هادوی دادستان انقلاب معرفی شدند. از مجرای هادوی به اداره دوم ارتش (ركن2) كه اصلیترین تشیكلات حفاظتی ارتش به شمار میرفتند، معرفی شدند. آنها هم به ساختمانی رفتتد كه مقر اصلی جاسوسی نظامی آمریكا در خاورمیانه بود. در مقر فرماندهی اداری سیا در ایران و حدود یك كامیون اسناد از طریق این دو جابجا و مفقود شدند». (ص شنود اشباح472)
در مصاحبه ای دیگر رد پای افراد گروه دیگر را می بینیم که حضور آنها در جریان کودتا یابی بسیار نظر گیر است:
6 - گروه دانشجویان پیرو خط امام که حضورآنها در میان گروههای کودتا یاب مهم است .
● س: جایگاه كشمیری و یا اصولا چارت سیستم ستاد خنثی كننده كودتای «نقاب» به چه شكلی بود؟
* منتظری: از جاهای مختلف آمده بودند. از اطلاعات سپاه، نیروی هوایی ارتش، نیروهای لانه جاسوسی، كه البته در واقع متولی كار، اطلاعات سپاه بود. جایگاه كشمیری هم خیال شما را راحت كنم، به طوری بود كه به همه اطلاعات دسترسی داشت.
● س: مسئولیت این ستاد با چه كسی بود؟
* منتظری: آقای محسن رضایی مسئول ستاد بود... (کتاب شنود اشباح ، رضا گلپور ، ص629)
از مصاحبه محقق با «علی فلاحیان»( 24/8/1379): «... وردینژاد... اون مقداری كه من میشناسمش، ابتدا از حوالی سال 61 بود، توی سپاه دیدمش. مسئول امنیت بود [در اطلاعات سپاه.] معروف بود از بچههای مجاهدین انقلابِ، بعد هم از خودش پرسیدم، گفت: خب بله بودم. ولی به خاطر نظر «امام» استعفا دادم... خب پستهای كلیدی اطلاعاتی را این طیف مجاهدین انقلاب قبل از تشكیل وزارت داشتند... »
● س :اطلاعات ارتش بودند،
* منتظری: «خسرو تهرانی اطلاعات نخستوزیری بود ». بهزاد نبوی، كمیته بود. وردینژاد هم در اطلاعات سپاه بود.» (کتاب شنود اشباح ، رضا گلپور)
در این رابطه به سخنان کودتا یاب ارشد که در بخش نظامی بود توجه بفرمایید :
● كودتای نوژه ... در تاریخ 18 تیرماه 1359 خنثی شد... در فاصله شكست «كودتای نوژه» تا «كودتای قطبزاده- شریعتمداری» یعنی در طول 5/1 سال، سه توطئه كودتای دیگر نیز به سرنوشت «نوژه» دچار شد... حجتالاسلام ریشهری، رئیس وقت دادگاه انقلاب ارتش، در گزارش مطبوعاتی خود ، گفت: «اولین گروه براندازی «پارس» بود، كه مخفف «پاسداران رژیم سلطنتی» است. دومین گروه براندازی «نمارا» بود و سومین گروه «نیما» نام داشت و چهارمین گروه، گروهی بود كه آقای قطبزاده نام آن را «نجات انقلاب ایران» گذارده بود. ارتباط تمامی این گروهها، با واسطه یا بیواسطه به سازمان جاسوسی «سیا» و شیطان بزرگ برمیگردد...(کتاب شنود اشباح ، رضا گلپور ، ص 448 )
2-مرکز اطلاعات نخست وزیری
این مرکز نیز مانند دیگر مراکز اطلاعاتی بعد از انقلاب در تیول نیروهای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود . آنها که به عنوان نیروهای نظامی و سرکوب گر تحت امر «روحانیت» وارد عمل شده بودند از همان ابتدا با توجه به اطلاعات و آموزه هایی که از دیگر سازمانهای جاسوسی از طریق گروهها به دست آورده بودند، متوجه شده بودند که برای حفظ انقلاب مردم و در اختیار گرفتن حرکت آینده مردم و مقابله با مخالفت های آتی آنان، باید مراکز اطلاعاتی و نظامی سرکوبگرانه ای را به وجود آورند. به همین دلیل می بینیم که نیروهای وابسته به آنها در کلیه مراکز اطلاعاتی بعد از انقلاب پخش شده بودند تا بتوانند در آن مراکز هم بر اساس رهنمودهای سازمانی کنترل را در دست خود داشته باشند .
در حراست یا اطلاعات نخست وزیری نیز نیروهای این سازمان بیشترین نفرات را داشتند. خسرو تهرانی قنبری را به مدیریت آن منصوب کرده بودند و در کنار او، کسانی چون سعید حجاریان و سعید مظفری و محمدی و... را قرار داده بودند .
آنها برای گسترش قدرت خود افرادی را از این مرکز با تایید دادستانی به اطلاعات ارتش فرستاده بودند تا در مواقع ضروری از اطلاعات موجود در آن محل نیز برای پیشبرد مقاصد خود استفاده نمایند .
برخی از اسناد نشان می دهند که افراد مستقر در این مرکز در جریان بسیاری از مسائل بوده اند اما از اعلام آنها را تا به حال خودداری کرده اند در این مورد نیز نوشته گلپور را می آوریم :
● مصاحبه محقق با «منبع (ص)»:« ... كنگرلو از فجر اسلامیها بود. مثل علیرضا محسنی و علی رضا معیری» و اینها. ظاهراً اونها توی تشكیلات مجاهدین انقلاب نیامدند... محسن كنگرلو به شدت به میرحسین موسوی در بحثهای امنیتی نزدیك بود... توی قصه «مكفارلین» از كلیدهای اولیه و اصلی بود. در تحقیقات استراتژیك هم همراه سعید حجاریان بود». (ص727)
همین کنگر لو بود که از سوی میرحسین موسوی با رابطی در فرانسه که ایرانی بود (قربانی فر)، تماس گرفت و درخواست تسلیحات نظامی برای ایران کرد . او از نیروهای وابسته به سپاه پاسدارن بود که از سوی آنان برای خرید و دریافت اسلحه با این شخص وارد مذاکره شده بود .
3- معاونت اطلاعات کمیته های انقلاب اسلامی:
از دیگر مراکزی که جهت کنترل و سرکوب حرکت های مردمی به وجود آمده بود، یکی کمیته های انقلاب اسلامی بود که نیروهای مختلفی در میان این کمیته جا گرفته بودند:
● از مصاحبه محقق با «منبع (ن)»: «... در كمیته مركزی سه طیف اعضا جمع شده بودند:
1- دسته اول مشترك سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بودند. مثل «خسرو تهرانی»، «بهزاد نبوی»، «عباس یزدان پناه»، «خلیل اشجعی»، مهندس «خالدی» (معاون وزیر بازرگانی)، «قنادان»...
2 - طیف دوم صددرصد با اینها مخالف بودند كه نماینده اونها دكتر «گلاب بخش» است ...
3- دسته سوم سایر افرادی كه غالباً بیطرف بودند... البته آن طیف مجاهدین انقلاب با برادر آقای «كنی» («باقری») ارتباط نزدیكی داشتند. (کتاب شنود اشباح )
کمیته های انقلاب اسلامی نیز از جمله نیروهایی بود که جهت مقابله با اعتراضات مردمی به وجود آمد . از این کمیته بود که افراد به نهادهای دیگر اطلاعاتی منتقل شده و در آن محل مستقر شده بودند .
این کمیته ها که در تهران و شهرستانها ایجاد شده بودند، تحت سرپرستی محمد رضا مهدوی کنی و برخی دیگر از روحانیون قرار داشت و نیروهای سازمان مجاهدین نیز به عنوان عوامل نظامی و اطلاعاتی آنها بودند .
از مهمترین مراکز این کمیته ها کمیته مستقر در سفارت امریکا بود که بر اساس برنامه ریزی های انجام شده، برای این که سفارت راحت به تصرف در آید، مدتی قبل از اشغال سفارت، کمیته مستقر در آن را تعطیل کرده بودند .
کمیته های انقلاب اسلامی یکی از محلهای حمله به اجتماعات بود که در آن زمان به نام حزب الله معروف بودند . افراد گروه چماقدار آن زمان مجموعه ای بودند از نیروهای تحت نظارت و عضو کمیته های انقلاب اسلامی و اطلاعات نخست وزیری و سپاه پاسداران و بسیج سپاه پاسداران که کار حفاظت از حاکمیت ملاتاریا را بر عهده داشتند .
یکی از مهمترین حمله های آنان، حمله به سخنرانی رییس جمهوری، در دانشگاه تهران، در 14 اسفند 59 بود. در این باره، دادستانی چنین می نویسد :
«...گروه عظیمی از حزب الله از صبح 14 اسفند در دانشگاه فعالانه حضور داشته جهت یاری پاسداران یک مینی بوس از کمیته قزوین اعزام شده بودند. همین پاسداران بودندکه در قطع سیمهای بلندگو شرکت