۳۲ سال انقلاب اسامی در یگ نگاه
کالبد شکافی مافیای رهبری ، اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات ،تاریکخانه سازمان ترور ، چپاولگران ثروت ، قاتلان و قصابان قوه قضائیه در جمهوری اسلامی ایران
درج هرگونه مطلب و یا کپی برداری صرفا با دادن لینک مستقیم این وب سایت مجاز می باشد.
بنام خدا .
سعی نمودم در این نوشتار و زیر یک سقف برای سندی ماندگار برای تمامی ایرانیان در حال و آینده مطالب زیر را با آنچه که خلاصه گردیده جمع آوری نمایم ، باشد که چراغ راه آزادی ایرانیان و روشنگری باشد...حمید رضا ذاکری
فلاحیان با وجود آنکه خود حاکم شرع بود، اما معمولا" و در موارد حساس احکام حذف محاربان را شخصا " صادر نمیکرد. او این احکام را از آیتالله خوشوقت، آیتالله مصباح، آیتالله خزعلی، آیتالله جنتی و گاها" نیز از حجتالاسلام محسنی اژهای دریافت میکرد و بدست ما میداد. ما فقط به آقایان اخبار و اطلاعات میرساندیم و بعد هم منتظر دستور میماندیم. مثلا" وقتی باخبر شدیم که حاج احمد آقا در جلسات خصوصی به مسئولان نظام و حتی به ولایت امر اهانت میکند. آن را ارجاع دادیم و بلافاصله دستور آمد که همه رفت و آمدهای ایشان را زیر نظر بگیرید و از مکالمات و ملاقاتهای ایشان نوار تهیه کنید. ما هم بمدت یکسال همین کار را کردیم. متأسفانه حاج احمد آقا به راه یک طرفه بدی وارد شده بود که برگشت نداشت. وقتی دستور حذف حاج احمد آقا را آقای فلاحیان به من ابلاغ کرد مضطرب شدم و حتی به تردید فرو رفتم. دو روز بعد همراه با آقای فلاحیان به دیدار آیتالله مصباح رفتیم، آقایان محسنی اژهای و بادامچیان هم آنجا بودند . البته بعدا" حاج آقا خوشبخت هم از بیت آمدند آنجا و نظر جمع بر این بود که نباید به کسانی که با ولی امر مسلمین خصومت میکنند، رحم کرد ...» (بخشی از اعترافات سعید امامی) وزارت اطلاعات ایران (واواک) ازبدو تاسیس محل گردهمایی افراد جنایتکاری شد که خمینی آنها را سربازان گمنام خواند. گمنامی این افراد به این دلیل بود که به علت کارها و اعمال غیر قانونی و غیر انسانی دوست نداشتند کسی نام اصلی آنها را بداند و به همین دلیل بود که معمولا از چند نام مستعار استفاده می کردند. این امر کار محقق را در شناسایی این جنایتکاران سخت تر می کند .
این وزارت خانه متشکل است از افراد و گروههائی است که به باندهای مافیایی دیگر وابستگی تام و کامل دارد . نمایندگان باندهای دیگر در بسیاری از اوقات در این وزارت خانه جمع می شوند و کاربردی یکسان در سرکوب حرکتهای ملی و آزادی خواهانه دارند .
برخی از نیروهای سپاه پاسداران و همچنین نیروهای باند مافیایی قوه قضاییه و نیز نیروهای باند مافیایی رسانه ای و سیاسی وسرکوبگر های خیابانی با این وزارتخانه ارتباط تنگاتنگ دارند . به عنوان مثال
* باند مافیای قضایی و واواک – علی فلاحیان – مصطفی پور محمدی – علی رازینی – روح الله حسینیان – دری نجف آبادی – محمد ری شهری – علی یونسی – محسنی اژه ای – سعید مرتضوی – حسن زارعی دهنوی – قاضی حداد – و... با واواک همکاری می کنند . البته عموم اعضای مافیایی قوه قضاییه که در بخش قوه قضاییه معرفی شدند با واواک در رابطه هستند .
* باند مافیای نظامی و واواک: مرتضی رضایی – محسن رضایی – محمد رضا نقدی – رمضانی – وحیدی – محمد حسین زاده حجازی – غلامعلی رشید – حسین الله کرم و ...
* باند مافیای سیاسی و واواک: حبیب الله عسگر اولادی - اسدالله بادمچیان – محمد رضا باهنر – مرتضی نبوی –– محمد غرضی – واعظ طبسی – مرتضی بختیاری – صفار هرندی و ... تحت نظر بیت علی خامنه ای و بنا بر موقع و وضعیت سیاسی، با مشورت با اکبر هاشمی رفسنجانی
* باند مافیای رسانه ای و واواک : حسین شریعتمداری – صفار هرندی – حسن شایانفر – عباس سلیمی نمین – علی حسین پناه – مرتضی نبوی – محمد رضا باهنر – حسین انتظامی – علی لاریجانی – حسین فدایی – عزت الله ضرغامی – سرافراز و ...
* باند مافیای سرکوب های خیابانی و واواک: عبدالله محتشم – حسین الله کرم – مسعود ده نمکی – محمد رضا نقدی – کمیل کاوه – محمد پناهیان – سلطانی – میر حجازی – محمدی گلپایگانی – ابوالمعالی و ...
* باند مافیایی ترورها و واواک: مصطفی پور محمدی – جواد وعیدی – محمد جعفری – محمد حجازی – وحیدی – قاسم سلیمانی – مرتضی رضایی – علی فلاحیان – پور قناد – علی معصومی – روح الله حسینیان – خوش کوش – و ...
* باند مافیای اقتصادی و واواک: مرتضی نبوی – حبیب الله عسکر اولادی – واعظ طبسی – فروزنده – اصغر میر حجازی – محسن رفیق دوست – محمد ریشهری – احمد جنتی و ...
بطوری که مشاهده می شود روابط میان هشت گروه مافیایی به چه صورت برقرار است که در بخش قوه قضاییه نیز به آن اشاره شد و در بخش های دیگر نیز اشاراتی به آن خواهد شد. برخی افراد در چند گروه هستند و ارتباط چندگانه ای با واواک دارند .
در مقدمه گفته شد که این نیروها به صورت افقی و عمودی در میان گروههای خود و دیگر گروهها در رفت و آمد هستند و با این جابجایی ها می توانند در برنامه ریزی ها و هماهنگی ها شرکت کنند که در این مورد تنها به چند مورد جهت یاد آوری اشاره می شود :
● محمود احمدی نزاد عضو سپاه پاسداران در باند مافیای نظامی – عضو شورای نگهبان و مسئول گروههای نظارتی در باند مافیای سیاسی – عضو و یاور در حمله به اجتماعات دانشجویی و مردمی در باند مافیایی سرکوب های خیابانی – عضو در سرقت و قاچاق مواد سوختی به همراه سردار صادق محصولی در اورمیه که پرونده آنان هنوز باز است - عضو باند مافیای اقتصادی و نیز عضو باند مافیایی ترورها در خارج و داخل کشور و ....
● مصطفی پور محمدی عضو باند مافیایی قوه قضاییه و نیز عضو باند مافیایی واواک – عضو باند مافیایی ترورهای داخلی و خارجی – عضو باند مافیایی سیاسی با پست وزارت کشوری در حکومت احمدی نژاد – عضو باند سرکوب های خیابانی در جریان حمله به اجتماعات مردمی و کارگری و دانشجویی و زنان و معلمان و ... و عضو باند مافیای اقتصادی که در چندین مؤسسه و شرکت و نهاد از اعضای مهم و برجسته است .
با بررسی هایی که انجام شده و نیاز به تحقیق بیشتری نیز دارد به نظر می رسد که نیروهای این وزارتخانه متشکل شده اند از :
– نیروهای سازمانی خود وزارتخانه که به گروههای مختلفی تقسیم می شوند
- نیروهایی که در انقلاب سال 57 شرکت کرده اند. اینها عمدتا در حال پاکسازی و بازنشسته شدن هستند و طی سالهای گذشته نیز به انحاء مختلف مورد تصفیه قرار گرفته اند. تعدادی از آنها به خارج از کشور مهاجرت نموده و برخی در اتفاقات ساختگی کشته شده اند .
- نیروهای خشن و جنایتکار وابسته به نظام ولایت که عبارتند از :
- نیروهای مرتبط با هیات موتلفه اسلامی - نیروهای این جمعیت بعد از انقلاب در اکثر جنایت های رژیم ولایت فقیه شریک بوده اند و مقامات امنیتی - نظامی و اطلاعاتی تصدی کرده اند. از آن جمله هستند بادامچیان و مرتضی نبوی و عسگر اولادی و باهنر و لاجوردی و ...
- نیروهای مرتبط با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی : این نیروها نیز از بدو انقلاب در کلیه امور مرتبط با سرکوب و دستگیری و شکنجه و بازجویی و اعدام ها شرکت داشته اند. در حال حاضر اصلاح طلب شده اند. کسانی چون سعید حجاریان و مصطفی تاج زاده و محسن آرمین و بهزاد نبوی و خسرو قنبری تهرانی و نعیمی پور و علوی تبار و عطریان فر و... امروز اصلاح طلبند. برخی براستی خواستار «اصلاح ساختاری» شده اند و برخی دیگر می خواهند در محدوده رژیم، متصدی امور باشند .
- نیروهای مرتبط با انجمن حجتیه : این نیروها نیز از ابتدای انقلاب با ورود به بخش های اطلاعاتی - امنیتی توانستند بخشی از این وزارت خانه را در اختیار خود بگیرند. از جمله محمد رضوی و سرهنگ اقارب پرست و سرهنگ کتیبه و ...
- نیروهای مرتبط با مدرسه حقانی و حوزه های علمیه قم: با پیروزی انقلاب نیروهای تازه به دوران رسیده روحانیت بر اساس نقشه قبلی برای کسب تمامی قدرت بخشی از نیروهای خود را که در خشونت و کینه و دشمنی با مبارزان سیاسی بیشتر از همه آماده بودند را وارد این بخش ها کردند. این افراد تا به حال نیز در این وزارت و نیز در مافیاهای دیگر، از جمله در باندهای قوه قضاییه و باند های سیاسی به کار مشغول هستند. از مهمترین آنها می توان مصطفی پور محمدی و علی فلاحیان و علی رازینی و ابراهیم رازینی و محسنی اژه ای و ریشهری و... را نام برد .
- نیروهای وابسته به سازمانهای مأمورجاسوسی خارج از کشور : از افراد بیشماری می توان نام برد ولی از همه مهمتر سعید امامی و مصطفی پور محمدی و عالیخانی هستند که بانی باندهای مافیائی شده اند. در آینده در مورد آنها و کارهاشان توضیحات لازم داده خواهند شد .
- افراد مشکوک به عضویت در فرقه بهاییت . با توجه به نفوذ نیروهای این فرقه قبل از انقلاب در میان نیروهای امنیتی و اطلاعاتی بعد از انقلاب نیز برخی از اعضای خشونت طلب این فرقه که مانند خود ولایتیون در پی کسب قدرت هستند وارد این باند شده اند که می توان از خود سعید امامی و روح الله حسینیان و قوام نام برد .
5- نیروهای مرتبط باسلطنت طلبان و ساواکی ها : با پیروزی انقلاب و ایجاد تغییرات گسترده در میان نیروهای امنیتی و اطلاعاتی برخی از افراد وابسته به این گروه ها نیز توانستند وارد این وزارتخانه شوند و به کارهای مخرب خود ادامه دهند. از میان آنها می توان باز هم به سعید امامی اشاره کرد که چند جانبه کار می کرد و نیز عالیخانی و ... که پست های مهم این وزارتخانه را در اختیار داشتند .
6- نیروهای موجود در سازمانهای دیگر که خود به تنهایی باندهایی را ایجاد کرده اند ولی با این وزارتخانه ارتباط کامل دارند و در مجموع کلیه نیروهای امنیتی و اطلاعاتی تحت نظارت بیت رهبری قرار گرفته است از جمله :
● افراد اطلاعات سپاه پاسداران : این افراد از بدو انقلاب، یک گروه اطلاعاتی را تشکیل می دادند که با احمد خمینی کار می کردند و تنها او از هویتشان آگاه بود. با تشکیل سپاه، اطلاعات سپاه را بوجود آوردند. هم اکنون نیز اطلاعات سپاه واواک موازی بشمار می رود و تحت نظر خامنه ای است. از جمله سران اطلاعات سپاه می توان از محسن رضایی و مرتضی رضایی و وحیدی و قاسم سلیمانی و خسرو تهرانی نام برد .
● افراد اطلاعات نیروی انتظامی: این اطلاعات موازی نیز پس از ادغام نیروهای کمیته انقلاب اسلامی و شهربانی و ژاندارمری به وجود آمد و تا به حال به کار خود به عنوان اطلاعات موازی ادامه داده است. از سران این اطلاعات می توان از غلامرضا نقدی و رمضانی و صدر الاسلام و لطفیان نام برد .
● افراد اطلاعات قوه قضاییه: این قوه نیز برای خود واواک ایجاد کرده است. زمانی که قوه قضائیه احساس کرد که واواک، در دوران خاتمی، باب طبع عمل نمی کند، خود دست به ایجاد واواک موازی زد. واواک مافیاهای حاکم بر قوه قضائیه نیز به بخش اطلاعات «بیت رهبری » مرتبط است. از سران این نوع واواکی ها، می توان از الیاس محمودی نام برد .
● نیروهای اطلاعات بسیج سپاه پاسداران: این افراد نیز از بدو انقلاب در کلیه امور امنیتی و اطلاعاتی مشغول بکار بوده اند و کارشان جمع آوری اطلاعات در باره مبارزان و مخالفان است. این افراد ابتدا تحت نظارت هیات موتلفه بودند و بعدها به سپاه پاسداران وصل شدند. با وجود این، بعنوان اعضای یک سازمان اطلاعاتی به کار خود ادامه می دهند و اطلاعات مربوط به مخالفان سیاسی در شهرها را از طریق مخبران خود جمع آوری و در اختیار سپاه پاسداران قرار می دهند .
● « واواک بیت رهبری »: مرکز اصلی اطلاعات و امنیت کشور در واقع در این بیت قرار گرفته است. هر چند که وزارتخانه ای به این نام وجود دارد اما همواره همه کارهای این وزارتخانه تحت نظارت و فرماندهی این بیت بوده است که از دوران «ولایت» مداری خامنه ای، این کار به اصغر میر حجازی واگذار شده است. هنوز هم او «وزیر» این واواک و واواکهای دیگر است و بر کلیه نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و حتی وزارت اطلاعات نظارت کامل دارد و فعالیتهای آنها را با نظر رهبری، تهیه و ابلاغ می کند .
● سازمان اطلاعات ارتش: این سازمان چند نوبت تصفیه شد. امروزه، به کمک نیروهای امنیتی و اطلاعاتی حافظ رژیم ولایت فقیه، در کار شناسائی نظامیان مبارز و کمک کار دیگر قوای امنیتی و اطلاعاتی و قضایی است. از رؤسای این سازمان، می توان از سرهنگ کتیبه و سرهنگ نظران نام برد .
7- افراد مرتبط با گروههای مخالف که در واواک نفوذ دارند مانند :
● افراد وابسته به حزب توده . افراد این گروه سیاسی از ابتدای انقلاب درمیان نیروهای امنیتی و اطلاعاتی نفوذ کرده اند. بعضی از آنها «توبه» کرده اند و شناخته اند مثل شهبازی و برخی دیگر، بسا هنوز در رده پایین این وزارتخانه مشغول بکارند .
● افراد وابسته به حزب زحمتکشان دکتر بقائی: این افراد از آنجا که خیلی به افکار ولایتیون نزدیک بودند، از همان ابتدای انقلاب وارد این گروههای اطلاعاتی شده اند و همچنان در واواک مشغول بکارند .
● افراد وابسته به سازمان مجاهدین خلق: افراد این سازمان نیز از ابتدای انقلاب در میان نیروهای امنیتی و اطلاعاتی نفوذ کرده بوند. بعد از تصفیه های مکرر در میان این نیروها بسیاری از آنها تصفیه شدند و تعدادی نیز توبه کردند و در خدمت ماندند. اما به نظر می رسد که هنوز تعداد اندکی افراد هوادار این سازمان در رده پایین وجود داشته باشند. بدیهی است واواک نیز در این سازمان نفوذ کرده و افراد خود را دارد .
● نیروهای وابسته به کمونیستها : در ابتدای انقلاب برخی از افراد این گروهها نیز در واواک نفوذ کرده بودند. ضربات سختی به مبارزان از سوی افراد این گروه ها و حزب توده و حزب زحمتکشان وارد شدند . به نظر می رسد هنوز هم اندک نیرویی از این گروهها در میان افراد رده پایین این وزارتخانه باشند .
* واواک به چه نوع فعالیتها مشغول بوده است و هست :
واواک و نیروهای وابسته به آن، از ابتدای انقلاب در قلمرو های زیر فعالیت می کرده است :
- خبرگیری و تهیه اطلاعات از مبارزان .
- برنامه ریزی دستگیری مبارزان و مردم عادی .
- برنامه ریزی دستگیری مدیران شرکتهای بازرگانی و صنعتی و مؤسسات انتشاراتی و ...
- دستگیری و بازجوئی با استفاده از شکنجه به قصد گرفتن اعتراف دلبخواه خود از مبارزان . در حال حاضر از دانشجویان و کارگران و زنان و معلمان و پزشکان و وکلا و بازاریان و استادان و بسا بیشتر از همه، از روحانیان .
– شرکت در ترورها و قتل : ترورهای سیاسی در خارج از کشور. فهرستی شامل حدود 500 مورد از این ترورها و قتلهای سازمان داده شده، در دست است .
– ایجاد حادثه های خونین بقصد بهره برداری از آنها در ایجاد جو خفقان و یا تشدید آن. بیش از صد مورد از بمب گذاری در مراکز مذهبی و فرهنگی در داخل و خارج از کشور، فهرست شده اند. از جمله :بمب گذاری در حرم امام رضا در مشهد و بمب گذاری در فلکه آب مشهد و بمب گذاری در خیابانهای تهران به هنگام انتخابات ریاست جمهوری احمدی نژاد و تهدید های آن زمان و بمب گذاری در اتوموبیلهای فراوان در شهر تهران و بمب گذاری در مساجد شیعیان و اهل سنت در زاهدان و بمب گذاری در مرکز یهودیان در آرژانتین و بمب گذاری در مقر امریکاییان در لبنان و بمب گذاریها در فرانسه و بمب گذاری در مقر فرانسویان در بیروت و بمب گذاری های مکرر در عراق و بمب گذاری در شهر اهواز و بمب گذاری در شهر شیراز و بمب گذاری در شهر زاهدان و ...
- ترور مبارزان و مخالفان داخلی از جمله :
● کشیش میکائیلیان از کشیشهای مسیحی مقیم ایران .
● منوچهر صانعی و همسرش فیروزه کلانتری
● داریوش فروهر – دبیر حزب ملت ایران .
● پروانه اسکندری همسر و همرزم داریوش فروهر .
● سعیدی سیرجانی نویسنده معروف کتاب ضحاک مار دوش
● خسرو بشارتی که به وسیله گلوله در شهر کن به قتل رسید .
● حسین سرشار خواننده ایران ای مرز پر گهر که در آبادان به قتل رسید .
● فاطمه قائم مقامی سرمهماندار هواپیما
● دکتر فلاح یزدی پزشک آقای منتظری
● محمد تقی زهتا بی مورخ و زبان شناس
● شیخ محمد ضیائی امام جمعه بندرعباس
● حمید حاجی زاده و پسرش کارون بخاطر اینکه اشعار ملی می سرود
● معصومه مصدق نوه دکتر مصدق
● مهندس کریم جلی و همسرش فاطمه امامی
● دکتر جمشید پرتوی متخصص بیماریهای قلب که پزشک احمد خمینی بود و در خانه خود بطور مشکوکی کشته شد .
● جواد امامی کارشناس داد گستری و همسرش سونیا ال یاسین که در خانه خود کشته شدند
● سعید قیدی از پرسنل نیروی هوائی که جنازه او با ضربات چاقو کشته شده بود در سعادت آباد پیدا شد
● پیروز دوانی نویسنده و فعال سیاسی
● فرزینه مقصود لو و خواهرزاده اش شبنم حسینی
● ابراهیم زال زاده نویسنده و روزنامه نگار
● کشیش محمد باقر یوسفی ( روان بخش )
● دکترعبدالعزیز مجد استاد دانشگاه زاهدان از پیروان مذهب تسنن
● دکتراحمد صیاد از متفکران اهل سنت
● سیامک سنجری که توسط همین باند با چاقو به قتل رسید .
● فاروق فرساد اهل سنت که با آمپول هوا کشته شد .
● محمد ربیعی امام جمعه کرمانشاه که با آمپول هوا کشته شد .
● اشرف السادات برقعی در قم
● احمد میر علایی نویسنده و مترجم در اصفهان
● مهندس حسین برازنده در مشهد
● حسین شاه جمالی که یک مسلمان مسیحی شده بود
● کشیش دیباج
● میکائیلیان و کشیش هاپیک هوسپیان در کرج
● شمس الدین امیر علائی نخستین سفیر جمهوری اسلامی در فرانسه همکار زنده یاد دکتر مصدق و از رهبران جبهه ملی
● دکتر تقی تفتی و همسرو دو فرزندشان
● جواد سنا
● زهرا افتخاری
● جلال متین سید محمودمیدانی
● محمد مختاری
● جعفر پوینده
● مجید شریف نویسنده
● و آدم ربائی و طرح ریزی قتل های دستجمعی و ارسال اسلحه و ...:
● ربودن فرج سرکوهی و پیروز دوانی که اولی بدین خاطر که در همان روز ربودنش افشا شد، جان سالم بدر برد و دومی به قتل رسید .
● طرح قتل نویسندگان عازم ارمنستان که اجرا هم شد اما شکست خورد .
● ارسال اسلحه به سوی فلسطین و دادن گزارش آن به اسراییل . زمانی که قرار بود روابط اسراییل و فلسطینیان بهبود یابد و در نتیجه ایران با ارسال یک کشتی مهمات از سکوهای مخفی خود به سوی دریای مدیترانه و کشف آن از سوی اسراییل موجب تشدید تنش میان ایران و اسرائیل و اسرائیل و فلسطین و... شد .
● ارسال مواد منفجره و موشک به اطریش جهت حمله به مرکز ناتو که لو رفت .
● شرکت در سرکوب های خیابانی : مواردی که حضور واواکی ها در آنها عیان بود، عبارتند از: سرکوب اعتراضات مردمی مشهد و سرکوب دانشجویان در خوابگاه دانشگاه تهران و سرکوب اجتماع زنان در میدان هفت تیر و حمله به مردم در جریان راهپیمایی های اعتراض آمیز تهران .
● شرکت در به قتل رساندن زندانیان سیاسی و ناپدید کردن آنها . در انجام این گونه جنایتها، واواکی ها، از کمک و یاری مأموران دژخیم صفت قوه قضاییه برخوردار می شوند. تعداد افرادی که در زندانهای کشور به قتل رسانده اند، از صدها متجاوز است. تنها چند مورد بر افکار عمومی معلوم شده اند: اکبر محمدی و زهرا کاظمی و زهرا بنی یعقوب .
* تأسیس واواک :
تاریخچه تاسیس واواک به سال بعد از کودتای خرداد 60 بر می گردد. این امر نشان می دهد که قبل از آن که واواک تاسیس شود کلیه کارهایی که مربوط به این وزارتخانه می شد توسط برخی از گروههای خود سر و غیر متمرکز انجام می شدند .
در سالهای اول انقلاب، هر گروه و دسته و مرکز قدرتی، بدون هماهنگی با دیگر مراکز، گروه اطلاعاتی داشت و خود سر عمل می کرد. به گونه ای که گاهی اوقات پیش می آمد که فردی توسط گروهی دستگیر شود و بعد از بازجویی آزاد می شد ولی فردای آن روز، توسط گروه دیگری دستگیر و به زندان فرستاده می شد .
درگیری های اول انقلاب به دلیل عدم هماهنگی این نیروها مشکلات بسیاری را به بار آورد. از جمله مهمترین موارد، مورد دستگیری فرزند آیت الله طالقانی بود. او توسط یکی از افراد کمیته، به نام غرضی دستگیر شده بود. غرضی کسی بود که فعالیت سیاسی خود را از عضویت در سازمان مجاهدین خلق شروع کرده و بعد از آنها جدا و ضد آنها شده بود. به پاداش «شکستن اسطوره طالقانی»، به استانداری خوزستان رسید و عامل متلاشی شدن لشگر خوزستان، در ایام پیش از تجاوز عراق شد. بعدها، وزیر نفت شد و خورد و بردهای بسیار کرد و اینک، کاخ او، مرکز ارتباط با انگلیسها است .
بهر رو، از وی می خواستند که فرزند طالقانی و کسانی را آزاد کند که با او دستگیر کرده بود و او از این کار خودداری میکرد. کار به جایی رسید که طالقانی از تهران به صورت قهر خارج شد و با دلجویی خمینی به تهران بازگشت .
در ابتدای انقلاب که واواک وجود نداشت جمع آوری اطلاعات و دستگیری ها و شکنجه و بازجویی ها و... برعهده چند گروه و مرکز بود که به شرح زیر :
- اطلاعات سپاه پاسداران
- اطلاعات ارتش ( رکن 2 )
- اطلاعات کمیته های انقلاب اسلامی
- اطلاعات دفتر نخست وزیری
5- اطلاعات دادستانی انقلاب
در زیر به هر کدام از آنها می پردازیم در رابطه با اطلاعات سپاه پاسداران نوشته حمید ذاکری را می آوریم که دقیق نوشته شده است .
- اطلاعات سپاه پاسداران
نظام فرماندهی در دروه اول تاسيس سپاه فاقد مشخصات سازمانی مانند ديگر نيروهای نظامی و امنيتی است. فرماندهی و ساختار سپاه فاقد درجه بندی نظامی است و انتصابات آن بر اساس روابط سازمانی قبل از انقلاب و نيز تا حدودی توانايیهای فردی و نزديكی به مراكز قدرت انجام میگيرد. پذيرش نيروهای ستاد مركز و سپاه كشوری بصورت مجزا و با فرايند متفاوتی صورت میگيرد. نيروهايی كه برای ستاد مركز سپاه پذيرش میشوند بصورت مستقيم وارد مراحل گزينش نمیشوند بلكه معمولا با معرفی ديگر اعضای ستاد، وارد پروسه عضو گيری میشوند اين پروسه بسيار كند و نيز سخت است. در طی اين دوره تحقيقات وسيع و مصاحبههای طولانی صورت میگيرد تا گرايشهای فكری و عقيدتی فرد داوطلب كاملا مشخص شود. خاستگاه طبقاتی نيروهای سپاه نيز طبقات متوسط و فقير است كه در پی دفاع از آرمانهای انقلاب و دفاع از وضعيت موجود به آن میپيوندند. در تهران بيشتر جوانان در سنين ١٨ تا ٢٥ جذب سپاه شدهاند چرا كه سپاه يك محمل آرمانی برای زدودن تمام نمايههای رژيمی است كه مايه اصلی نابرابریهای اجتماعی و فقر آنان بوده است. در اين دوره سپاه دارای دو بخش اصلی است: ستاد مركزی كه در مركز ساواك در تهران مستقر شده و بعدها با انتقال اين مركز به وزارت اطلاعات به قصر فيروزه منتقل میشود و نيز سپاه كشوری كه بتدريج در مناطق يازده گانه و چند ناحيه ويژه تقسيم بندی میشود .
ستاد مركزی سپاه در اين دوره بصورت واحدهای مجزا تقسيم بندی میشود مانند واحد پرسنلی، واحد سمعی بصری، واحد مخابرات، واحد اطلاعات، واحد عمليات، واحد حفاظت اطلاعات، واحد تداركات، واحد آموزش و بعدها با فرمان تشكيل ارتش بيست ميليونی توسط آيتالله خمينی واحد بسيج نيز به آن اضافه میشود. سپاه كشوری نيز تقسيم بندی خود را بر همين اساس دارد و مناطق تهران و اصفهان قويترين سازمانهای سپاه در سطح كشور محسوب میشوند. در اين دوره، تهران منطقه ده كشوری است و سپاه آن قويترين واحد اطلاعات در سطح كشور را دارد. تا مقطع تشكيل وزارت اطلاعات سپاه دو مركز موازی اطلاعات را در خود جمع دارد كه يكی از درون سپاه كنترل میشود و ديگری از خارج سپاه .
* واحد نهضتهای آزاديبخش سپاه :
واحد نهضتهای آزادی بخش سپاه بوسيله محمد منتظری در داخل سپاه تشكيل شد . اما سپاه تنها محملی برای پوشش رسمی فعاليتهای برون مرزی وی بود كه سالها قبل از انقلاب روابط بسيار گستردهای با نهضتهای آزادبخش منطقه و جهان برقرار كرده بود . اين واحد را هر چند شايد بتوان به نوعی اطلاعات خارجی سپاه در اين دوره دانست، اما به علت شخصيت با نفوذ محمد منتظری كه اصولا در قالبهای سپاه نمیگنجيد، فرماندهی و كنترل آن نيز در بيرون از سپاه بود و همين مسئله موجب تنشهای بسيار ميان فرماندهی سپاه و نيز سپاه با وزارت خارجه شده بود. واقعه اشغال فرودگاه تهران در دوره دولت موقت توسط محمد منتظری و نيروهای وی اوج اين تنشها بود. از نظر محمد منتظری و بعدها سيد مهدیهاشمی وظيفه اين واحد حمايت از نهضتهای آزاديبخش بدون توجه به ماهيت آنها و نيز سياستهای رسمی كشور در عرصه خارجی بود. اما نهايتا فعاليتهای خارج از قاعده اين واحد و نيز تزاحم شديد آن با سياست خارجی دولت موقت و بعدها با دولت رجايی منجر به انحلال آن شد .
بخشی از نيروهای اين واحد از سپاه خارج شدند و جريان نهضت جهانی اسلام را به رهبری سيد مهدیهاشمی ايجاد كردند و گروه ديگری نيز جذب واحد اطلاعات شدند. انحلال اين واحد از طريق مصوبه مجلس و نيز دخالت صريحهاشمی رفسنجانی كه در آن زمان رياست مجلس را برعهده داشت، انجام گرفت. بنا به دلايلی كه بعدها در تاسيس وزارت اطلاعات نيز در نظر گرفته شد، هاشمی رفسنجانی اعتقاد داشت كه قدرت گرفتن اطلاعات سپاه موجب كودتای اين نيرو خواهد شد .
* واحد اطلاعات سپاه
واحد اطلاعات سپاه با انگيزه جمع آوری اطلاعات از گروهای مخالف انقلاب و معارض تاسيس شد. اولين فرمانده واحد اطلاعات ستاد مركزی سپاه، محسن رضايی است كه بعدها پس از مرتضی رضايی فرمانده كل سپاه میشود. كادر اين واحد در اين دوره عمدتا از نيروهای بسيار جوان تشكيل شده اما هدايت آنها زير نظر كسانی است كه قبل از انقلاب تجربه فعاليتهای مخفی و نيز برخورد با ساواك را داشتهاند. از اين رو تقسيم كار نيز بسيار ابتدايی بوده و ساختار سازمانی آن نيز هنوز شكل نهايی خود را نيافته است. نيروهای آن فاقد تجربه اطلاعاتی بوده و تنها منبع آموزشی آنها نيز جزوات برجای مانده از ساواك است. در اين مقطع بيشتر اسناد ساواك تا زمان تحويل به وزارت اطلاعات در دست واحد اطلاعات است. واحد اطلاعات سپاه در اين مقطع از امكانات ساواك و اموال مصادره شده از وابستگان رژيم سابق استفاده میكند و از نظر فنی در سطح پائينی قرار دارد. روحيه آزمون و خطا كاملا در ساختار آن مشهود بوده و نحوه گزينش آن نيز بر اساس روابط دوستانه افراد با يكديگر است. در اين دوره هسته اصلی واحد اطلاعات را جوانان انقلابی شهر ری و محلههای اطراف آن مانند نازی آباد و جوانمرد قصاب و خزانه تشكيل میدهند و اين انحصار در ساختار اطلاعاتی سپاه برای ساليان متمادی برجای میماند .
متلاشی كردن حزب توده و فرقان، برخورد با كودتای نوژه ( در اين دو مورد اطلاعات تائيد نشدهای از همكاری سازمانهای اطلاعاتی شوروی سابق وجود دارد) و نيز برخورد با آندسته از گروههای سياسی كه وارد فاز نظامی شده اند، كارنامه واحد اطلاعات در اين دوره است. واحد اطلاعات سپاه در اين دوره همكاری بسيار نزديكی با دادستانی انقلاب و بخش اطلاعات آن دارد و تقريبا بصورت ضابط اين نهاد عمل میكند .
سپاه در طی اين سالها به دو بخش اصلی ستاد مركزی و سپاه كشور تقسيم میشود. نبايد فراموش كرد كه اين تقسيم بندی، در واقع، به نوعی تقسيم ابتدايی سپاه به دو بخش صف و ستاد بوده است. ( نيروهای ستادی در يك تشكيلات نظامی عمدتا حالت برنامه ريزی و كنترل اجرا را برعهده دارند در حاليكه نيروهای صف معمولا به نيروهای عملياتی كه وظيفه اجرای دستورات ستاد مركزی را دارند اطلاق میشود). در اين دوره سپاه كشوری خصوصا سپاه تهران در زمينه اطلاعات و نيز عمليات بسيار سازمان يافته و موثر عمل میكند. گشتهای اطلاعاتی القارعه در اين دوره از ابتكارات بسيار موثر سپاه در برخوردهای خيابانی بشمار میرود .
* واحد اطلاعات سپاه و تشكيل وزارت اطلاعات :
تا زمان تشكيل وزارت اطلاعات در سال ١٣٦٢، اطلاعات سپاه در كنار حراست نخست وزيری حرف اول را در زمينه اطلاعات خارجی و داخلی میزند. خصوصا كه در اين دوره سپاه به نوعی متولی جنگ نيز شده و حضوری موثر در عرصه جنگ با نيروهای اشغالگر عراقی دارد. در سال ١٣٦٢ تلاشی از سوی نيروهای چپ اسلامی صورت میگيرد كه اين انحصار شكسته شود. ظاهرا قبل از اين، بارها از آيت الله خمينی خواسته شده بود تا يك سازمان اطلاعات مركزی مانند ساواك در ايران بوجود آيد كه مستقيما زير نظر ايشان باشد اما مورد قبول قرار نگرفته بود. اما نهايتا، مقدمات و طرح تفضيلی تشكيل وزارت اطلاعات توسط سعيد حجاريان تهيه با حمايت هاشمی رفسنجانی، از تصویب مجلس می گذرد. با تشکیل وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه موظف می شود کلیه امکانات و اسناد و مراکز خود را تحویل این وزارت خانه داده و در امور اطلاعاتی با این وزارت خانه هماهنگ باشد . مسئله تحويل در اين زمان به يكی از بزرگترين مشكلات اين دو سازمان كه از همان ابتدا برای يكديگر رقيب محسوب میشوند، تبديل میشود. حتی اين امر درگيرهايی را نيز ميان مقامات اين دو سازمان ايجاد میكند. اما انتصاب شخصيت قدرتمندی مانند محمدی ری شهری كه قبل از اين رئيس دادسرای نظامی ارتش بوده به وزارت اطلاعات نهایتا موجب برتری وزارت شده و بيشتر امكانات سپاه به اين وزارت خانه منتقل میشود. البته رقابت واحد اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات در همين جا تمام نمیشود بلكه در واقع تمامی اينها زمينه ای را ايجاد میكند كه اين دو سازمان رقيب بعدها در بسياری از عرصه های داخلی و خارجی اطلاعات و امنيت با يكديگر رودرو میشوند .
اين جراحی ضربه شديدی به واحد اطلاعات سپاه میزند كه بصورت ناگهانی از بيشتر عرصههای اطلاعاتی كشور حذف میشود و تلاش عمده نيز بر اين است که تنها در زمينه اطلاعات نظامی فعاليت داشته باشد . بايد اشاره كرد كه بخش قابل توجهی از نيروهای واحد اطلاعات سپاه و نيز واحد نهضت ها با تشكيل وزارت اطلاعات جذب اين سازمان شده وبتدريج با تقويت هويت سازمانی وزارت اطلاعات، هويتهای قبلی سازمانی رنگ میبازد .
* واحد اطلاعات در دوره جنگ :
در اين دوره با تثبيت سپاه به عنوان صحنه گردان اصلی جنگ، تلاش میشود تا تمامی زمينههای اطلاعاتی نيز به جنگ مرتبط شوند. در سازمان دهی جديد، سپاه از حالت واحدی خارج شده و تمامی واحدها به معاونت تبديل میشوند. از اين رو واحد اطلاعات سپاه نيز به معاونت اطلاعات سپاه تغيير نام میدهد .
با انتصاب محسن رضايی به فرماندهی كل سپاه، افراد ديگری به رياست اطلاعات سپاه میرسند كه از آن جمله اند، رضا سيف اللهی، سيد كاظم كاظمی ( كه در يكی از ديدارهای دورهای از مناطق جنگی به شهادت میرسد) و نيز احمد وحيدی. اين آخری از همان زمان تشكيل واحد اطلاعات سپاه به فرماندهی محسن رضايی تا زمان رسيدن به فرماندهی اطلاعات سپاه همواره نقش جانشين اطلاعات سپاه را داشته و بعدها نيز با شهادت سيد كاظم كاظمی به رياست اين ساختار منصوب میشود .
معاونت اطلاعات در اين دوره دارای ساختار بخش اطلاعات عراق، اطلاعات خليج و كشورهای عربی، امنيت، بخش لبنان، بخش افريقا، بخش عمليات ويژه و تشكيلات اداری خاص خود است. هر چند از نظر سازمانی، ساماندهی مجدد معاونت اطلاعات سپاه پس از تشكيل وزارت اطلاعات و گرفته شدن بيشتر وظايف اطلاعاتی آن چندان به آسانی صورت نمیگيرد اما تلاش میشود تا حوزههای جديدی برای فعاليت اين معاونت در عرصههای اطلاعاتی تعريف شود .
* رويكردهای جديد در معاونت اطلاعات سپاه :
همانگونه كه گفته شد تشكيل وزارت اطلاعات، محدوديتهای وسيعی را در دو عرصه داخلی و خارجی برای اطلاعات سپاه ايجاد كرد. با سپرده شدن اطلاعات امنيتی در داخل و نيز اطلاعات خارجی به وزارت اطلاعات و از سوی ديگر گرفته شدن امكانات و انتقال افراد با تجربه سپاه به اين وزارت خانه، جريان اطلاعات در سپاه عملا به ركود كشيده شد .
بنابراين تشكيلات اطلاعات در سپاه بدنبال تعريف ماموريتهای جديد بود تا مجددا فضای لازم برای تاثير گزاری در جامعه اطلاعاتی را داشته باشد. در اين زمينه دو رويكرد جديد در اطلاعات سپاه تا حدودی ركود ايجاد شده را جبران كرد. اول پيگيری حمايت از نهضتها و جنبشهای آزاديبخش اسلامی و دوم ايجاد جريان جنگهای نامنظم .
در خصوص رويكرد اول، معاونت اطلاعات سپاه بسرعت به تقويت نيروهای خود در لبنان و سوريه پرداخت و تلاش كرد تا در كشورهای همجوار جای خالی واحد نهضتهای سابق را كه قبلا حوزه فعاليت گروه محمد منتظری بود را پر كند. با توجه به درگيريهای وسيع اسرائيل در جنوب لبنان، تقويت حزب الله با موفقيت چشمگيری روبرو بود . در اين مرحله بخش لبنان معاونت اطلاعات سپاه موفق شد تا اولين پايگاههای آموزش نظامی خود را در لبنان داير كرده و پايگاههای محكمی را در سوريه ايجاد كند .
از سوی ديگر بالا رفتن ميزان تاثير گزاری حزب الله در مناقشه درونی لبنان و نيز استقامت آنان در جنوب لبنان در برابر اسرائيل مشروعيت خاصی را برای اين جريان ايجاد كرد. حزب الله از اين پس با حمايتهای مالی، نظامی واطلاعاتی معاونت اطلاعات سپاه جای خود را درعرصه مناقشات سياسی ونظامی لبنان باز كرد. جريان گروگانگيری چند تن از اتباع آمريكايی توسط حزب الله و نيز منافعی كه ايران در اين ميان از نظر سياسی و نظامی بدست آورد، الويت ويژهای را برای حزب الله و معاونت اطلاعات سپاه موجب شد .
با نهايی شدن سازماندهی حزب الله لبنان، شورايی بنام شورای قرار ( شورای تصميم گيری ) در آن ايجاد شد كه يكی از اعضای آن فرمانده سپاه لبنان بود كه توسط معاونت اطلاعات سپاه منصوب میشد. وظيفه اين فرد فرماندهی نيروهای سپاه در لبنان و نيز نظارت بر تصميم گيریهای متخذه در حزب الله لبنان بود .
دومين رويكرد جديد اطلاعاتی معاونت اطلاعات سپاه، ايجاد جريان جنگهای نامنظم اطلاعاتی است كه با توجه به شدت گرفتن جنگ، هيچ نهادی بصورت سازماندهی شده متولی آن نبوده است. در چنين شرايطی فرماندهی اطلاعات سپاه با بكارگيری برخی از فرماندهان لشگرهای عملياتی سپاه مانند علی فضلی در اواخر سال ١٣٦٣تلاش كرد تا يك قرارگاه جنگهای نامنظم با گرايش اطلاعات و ايجاد حلقههای جمع آوری اطلاعات در درون خاك عراق تاسيس كند .
هر چند در همان ابتدای كار به علت اختلاف ديدگاه ميان فرماندهان اطلاعات و نيروهای رزمی در مورد ساختار، ماموريت و كيفيت اين قرارگاه اختلافاتی بروز كرده و موجب خروج فضلی و ديگر اطرافيان وی از معاونت اطلاعات میشود اما نتيجه اين تلاش، قرارگاه رمضان است كه مركزيت جنگهای نامنظم اطلاعاتی سپاه محسوب میشود و بعدها به يكی از مهمترين قرارگاههای اطلاعاتی و عملياتی سپاه در كل جنگ تبديل میشود .
اين قرارگاه در شهر كرمانشاه بتدريج جای خود را به عنوان اولين تجربه موفق جنگهای نامنظم باز كرده و با گسترش آن بتدريج معاونت اطلاعات بخش اعظم نفوذ خود را بر آن از دست میدهد. بعدها اين قرارگاه نيز مانند ديگر قرارگاههای سپاه تحت امر مستقيم فرماندهی كل سپاه قرار میگيرد. از فرماندهان اصلی اين قرارگاه میتوان به محمد باقر ذوالقدر و نيز محمد نقدی (شمس) اشاره كرد. لشگر ده بدر كه متشكل از معاودين عراقی است نيز تحت امر همين قرارگاه قرار دارد .
بنابراين در اين دوره اطلاعات سپاه تمام توان خود را صرف اطلاعات عراق، قرارگاه رمضان و نهضتهای اسلامی در بيرون از ايران میكند. مسئله اطلاعات عراق با شدت گرفتن اختلاف ميان وزارت اطلاعات و معاونت اطلاعات سپاه بصورت فرماندهی جداگانهای در آمده و مسئوليت آن بدست علی آقا محمدی نماينده سابق مجلس و قائم مقام فعلی صدا و سيمای جمهوری اسلامی سپرده میشود .
در اين دوره، يك واقعه بصورت مجرد نقش اطلاعات سپاه را برجسته میكند و آن مسئله مك فارلين است. بدلايلی با تمايلهاشمی رفسنجانی برای خارج كردن آمريكا از موضع (جنگ بدون برنده ميان ايران و عراق) باب مذاكرات با آمريكا از طريق منوچهر قربانيفر گشوده میشود. اما اينبار ماموريت رسيدگی اين پرونده به جای وزارت اطلاعات كه بانی اطلاعات خارجی است به اطلاعات سپاه سپرده میشود .
قائم مقام معاونت اطلاعات در اين زمان فريدون وردی نژاد است كه بعدها به علت خدماتش در جريان ماجرای مك فارلين به رياست خبرگزاری جمهوری اسلامی و نيز سفارت ايران در چين میرسد. كنترل عملياتی ورود مك فارلين به ايران زير نظر وی و در حوزه عمل بخش ويژه معاونت اطلاعات سپاه صورت میگيرد كه مدتها به دليل فعال شدن وسيع وزارت اطلاعات در خارج، فعاليت چندانی نداشت .
* اطلاعات سپاه و پايان جنگ :
جنگ در زمانی به پايان میرسد كه وزارت اطلاعات تبديل به اصلیترين ساختار اطلاعاتی گرديده و سپاه نيز تقريبا بزرگترين تشكيلات نظامی در كشور را كنترل میكند. جنگ موهبتی برای ساختارهای امنيتی و نظامی كشور بود تا در سايه آن دست به گسترش سازمانی خود زده و نيز مبالغ بسياری را به عنوان هزينه و بودجه دفاعی و امنيتی دريافت كنند. اما در پايان جنگ چنين چشم اندازی ديگر وجود نداشت. يكی از دلايل قبول قطعنامه ٥٩٨ توسط ايران گزارش مسئولان اقتصادی مبنی بر بحرانی بودن وضعيت اقتصاد كشور بود. از همين رو پايان گرفتن جنگ به نوعی افزايش مطالبات مردمی بود كه در تمامی اين هشت سال وضعيت بحرانی اقتصاد را تحمل كرده بودند. پايان جنگ از سويی آغاز تعديل سازمانهای نظامی نيز بود كه بعضا بصورت بیرويه رشد كرده بودند و بودجه عظيمی را بر خزانه دولت تحميل میكردند. بنابراين تجديد سازمان در تمامی زمينهها از جمله اطلاعات امری ضروری بود .
ادامه در بخش ۲