این جانی در سخنان محرمانه اش در گزارشی این چنین سخن میراند .
عینا گفتار جواد طوسی ـ حوادث بعد از انتخابات بعضاً شامل حوادث تلخي بود که قتل خانم ندا آقاسلطان را شايد بتوان يکي از تلخ ترين اين حوادث ناميد؛ حادثهاي که فيلم آن تنها لحظاتي پس از وقوع به صورت گسترده در شبکه جهاني اينترنت منتشر شد و از يک سو موجب تالم خاطر شديد همه ايرانيان در سراسر جهان شد و از سوي ديگر به ابزاري جهت بهرهبرداري سوء بيگانگان مبدل شد.
وي افزود: مسئلهاي که پس از مرگ اين دختر جوان همچنان ذهن بسياري از اقشار جامعه را درگير کرده، چگونگي و چرايي وقوع اين حادثه است و سوال مهمتر آنکه چه افراد يا گروههايي و با چه اهدافي بر روي خون پاک اين هموطن موجسواري کرده و از آن ذي نفع شدند؟
اين کارمند اداره امنیت وزارت اطلاعات در پوشش فعال دانشجويي گفت تا کنون تحليلهاي مختلفي از سوي گروههاي مختلف جامعه و همچنين مسئولان و سياسيون بارها و بارها در مورد اين حادثه ناگوار شنيدهايم، اما متأسفانه هنوز که هنوز است تمامي افراد مذکور به ابعادي که تا کنون افشا شده به صورت گسترده و در کنار يکديگر توجه نداشتهاند و اگر با اندکي تيزهوشي ورود به اين مسئله را براي خود برگزينند، يقيناً زودتر از اين موارد متهم اصلي شناخته ميشد.
طوسي تصريح کرد: جداي از هر فرضيه، چيزي که مهم است ريخته شدن خون يک هموطن بيگناه است که قرباني قدرتطلبي عدهاي قانونگريز ماجراجو شده و هم اکنون هم، خون او محملي براي موجسواري اين عده و هواداران بيگانه آنان شده است.
وي با اشاره به طراحي ترور خاتمي و موسوي در سال گذشته و ارديبهشت امسال يادآور شد: روزهاي پاياني سال ???? سيد محمد خاتمي در پي يک اقدام هوشمندانه از سوي مسئولان امنيت فرودگاه اهواز از يک برنامه ترور که در قالب بمبگذاري در هواپيما شکل گرفته بود، جان سالم به در برد و خوشبختانه اقدام شجاعانه و شهادتطلبانه يکي از مسئولان امنيت پرواز در کشف بمب مذکور و حمل کردن آن با خود به محوطهاي دور از هواپيما پس از فرود اضطراري جان تمامي مسافران آن پرواز و عليالخصوص محمد خاتمي را نجات داد، البته پاي فرد مذکور به جهت پرتاب شدن موج حاصل از انفجار اين بمب شکست.
دبير سياسي اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل افزود: چند ماه بعد، پس از ناکامي ترور خاتمي، در ارديبهشت ماه سناريويي ترتيب داده شد تا ميرحسين موسوي کانديداي جريان دوم خرداد ترور شود، برنامهريزي به اين نحو صورت گرفت که اگر او کشته شد که شهيد و نمادي براي پيروزي اصلاحات در انتخابات ?? خرداد خواهد بود و اگر هم جان سالم به در برد سناريوي مظلومنمايي کليد خورده و اين ماجرا مبدل به بمبي خبري جهت رأيآوري او خواهد شد که خوشبختانه عمليات مذکور هم با درايت و زيرکي نيروهاي امنيتي لو رفته و نقش بر آب شد.
طوسي ادامه داد: تا بدينجاي کار شايد اين نکته در ذهن متبادر شود که عدهاي که بازيگردان اصلي مناسبات و ناآراميها بودند، چندان هم علاقهاي به عناصر نمادين و ميداني خود ندارند که اينگونه جهت ترور شخصيتهاي خود برنامهريزي ميکنند، کما اينکه سعيد حجاريان که از او به عنوان جانباز اصلاحات ياد ميکنند، توسط سعيد عسگر ترور شد و بر هيچ کسي پوشيده نبود که سعيد عسگر مسئول ستاد ميرحسين موسوي در منطقه ري تهران بزرگ بود و حجاريان به دستور يک نيروي خودي از جبهه دوم خرداد و توسط يک نيروي خودي مجروح گشت.
وي با بيان اينکه در گوشهاي ديگر از واکاوي قتل ندا آقاسلطان به اين نکته ميرسيم که سعيد حجاريان بزرگ تئوريسين جريان رفرميست، ماهها قبل لب به سخن ميگشايد و مسئلهاي را در قالب اينکه “امروز اصلاحات ديگر جانباز نميخواهد بلکه درخت اصلاحات خون ميخواهد “، به عنوان يگانه راه نجات جريان شکست خورده انتخاباتهاي گذشته طرح ميکند، خاطرنشان کرد: با استناد و دستورگيري از نظريه حجاريان سناريوهاي ترور، کشتهسازي، شهيدسازي، ??تن سازي و … ايجاد ميشود و اين موج در ايام و هفتههاي بعد از انتخابات تا چند هفته گذشته برنامهريزيهاي اساسي خود که منطبق بر نظريه فوق بود را تا کنون بارها و بارها و در قالب پروندهسازيها و سوژه پراکنيهاي متفاوت ادامه يافت و مشخصاً واکاوي پرونده قتل ندا آقاسلطان بر اساس اين استنادات و انتخاب شخصي با مشخصات و ويژگيهاي وي، گمانههايي را بر اينکه پروژهاي سازماندهي شده براي قتل او در کار بوده، قوت ميبخشد.
وی با بيان اينکه نمونهاي مشابه اين فاجعه در انتخابات کشوري ديگر چون ونزوئلا و درست در ايام انتخابات اين کشور و در کودتايي عليه حکومت هوگو چاوز صورت پذيرفت، اظهار داشت: از آنجاکه دولت ونزوئلا، بوليوي، جمهوري اسلامي ايران و… ازجمله دولتهايي هستند که امروز در مقابل جريان قلدر مسلط بر جهان ايستادگي ميکنند، کشورهاي استعمارگر وسلطهخواه به دنبال برنامهريزي براي تحقق الگوهاي جنگ نرم يا همان انقلاب مخملي در اين حکومتها هستند و کشته شدن افرادي مشابه در زمانهاي مشابه در اين کشورها و در راستاي يکي از نسخه هاي “آقاي جين شارپ ” در راهبري “انقلابهاي بدون خشونت يا خشونت پرهيز ” اقدامي کاملاً سازمان يافته تلقي ميشود.
طوسي همچنين گفت: انتخاب يک زن، جوان بودن او، برخورداري از پوششي منطبق بر الگوي مذکور و ديگر ويژگيهاي مشترک او با دختر جوان ونزوئلايي که کشته شدن هر دوي آنها احساسات بسياري از مردم را بر ميانگيزاند، نکتهاي حائز اهميت در پيگيري اغتشاشات مدني و بهانهاي براي ضربه زدن به حکومت هاي مذکور به شمار ميآيد.
وي با بيان اينکه ندا آقا سلطان از چندي قبل توسط يک دوربين به طور کامل مانيتور ميشده، يادآور شد: در قالب تصاويري که بر روي تلويزيونهاي بيگانه منتشر ميشد، ندا آقا سلطان در قالب گردشهاي دوربين نمايش داده ميشود و اين مسئله نشان از مأموريت فردي جهت تحت نظر گرفتن سوژه مذکور ميتواند، داشته باشد وگرنه فيلمبردار مذکور يقيناً در فيلم خود افراد اطراف آقا سلطان را ذخيره کرده است و ياراي اين را دارد که در شناسايي قاتل واقعي او کمک کند.
وی به بررسيهاي بعمل آمده در پزشکي قانوني و مشخص شدن اينکه ندا آقاسلطان با شليک اسلحهاي از پشت سر و از فاصله نزديک به قتل رسيده، تأکيد کرد: شناسايي قاتل ندا آقاسلطان از طريق فيلمهاي مذکور به راحتي قابل دسترسي است، اما در خصوص اسلحه بکارگرفته شده اين نکته حائز اهميت است که وي با سلاحي غيرسازماني و با يک اسلحه با کاليبر و مدل کوچک به قتل رسيده که علاوه بر اين نکته که هيچ گونه اغتشاش و ناآرامي در روز حادثه در منطقه اميرآباد تهران وجود نداشته و هيچ نيروي نظامي آنجا نبوده و در يک کوچه خلوت و آرام کشته ميشود، بايد گفت که اسلحههاي نيروهاي نظامي جمهوري اسلامي برخلاف اسلحه مذکور غالباً کلاشنيکف و ژ? و… هستند که البته در هيچ يک ازفيلمهاي منتشره هم نيروي نظامي ديده نشده است که اگر ميشد تا کنون بارها و بارها منتشر ميشد.
طوسي با بيان اينکه نکته مهم ديگر در انتشار و فيلم برداري صحنه مذکور است، اضافه کرد: چگونه بعد از شليک گلوله که هر عقل سليمي پس از شنيدن صداي آن حکم به فرار و اتخاذ مکان امني براي سلامت ديگر افراد ميدهد، شاهد اين هستيم که از سه زاويه متفاوت فيلمي از اين واقعه موجود است و در رسانههاي بيگانه منتشر ميشود؟ مگر اينکه دستوري جز تهيه فيلم نداشته باشند و حال انتشار اين فيلم به نفع کداميک از حکومتهاي فوق است؟ البته در خصوص پليدي اين افراد ميتوان به اين مسئله اشاره کرد که آنها در حالي مشغول به فيلمبرداري بودند که يک هموطن ما که به صورت ناجوانمردانه به او تيراندازي شده بود، در حال جان دادن بود. آيا باز هم هر عقل سليمي بر اين مسئله تأکيد نميکند که کشته شدن ندا آقاسلطان از نجات دادن جان او بهرههاي بيشتري را براي ايادي انگليس و غرب فراهم آورد؟ مرگ ندا براي آنها مهمتر بود يا ادامه زندگي او؟ حال پاسخ عقلهاي سليم به اين سوال چيست؟ کشتن ندا، جان دادن و فيلمبرداري از اين صحنههاي دلخراش هدف و برنامه آنها بود يا اينکه نجات دادن جان ندا آقاسلطان؟
وي تأکيد کرد: اما مسئله جدي تر اينکه خبرگزاري صهيونيستي آسوشيتدپرس درست چندماه قبل از آغاز سال ???? در کوير لوت عمليات و رزمايشي را در آمادهسازي نيروهاي خبري و خبرنگاران خود که عدهاي از فرزندان برخي شخصيتهاي سرشناس جريان دوم خرداد هم در آن حضور داشتند، برنامهريزي و اجرا کرده بود و يکي از آموزشهاي ويژه در قالب بهرهبري از موبايلهاي ماهوارهاي و با ذکر اين نکته که “شما خبرنگاران متصور شويد در ايران هستيد و در ايام انتخابات کشور شما به آشوب کشيده شده و هيچگونه دسترسي به ابزارهاي اطلاع رساني نداريد و بايستي اخبار خود را براي ما مخابره کنيد حال از چه ابزاري بهره ميبريد؟ ” پايهريزي ميشود.
وي ادامه داد: نکته اين مسئله اينجاست که چگونه است که در کمتر از ?? دقيقه صحنه ترور آقا سلطان از شبکه سيانان پخش ميشود؟ اگر فردي که اقدام به انتشار فيلم کرده در خوشبينانهترين حالت به کافينتي در نزديکي محل مذکور برود و فيلم مذکور را آپلود کند و براي سيانان ارسال کند و موافقت هم از آنان گرفته شود که اين فيلم پخش شود، آيا به راستي در کمتر از ?? دقيقه امکانپذير است؟ مگر اينکه فرد يا افراد مذکور موبايلي ماهوارهاي در دست داشته باشند و مأموريتي هماهنگ شده را به انجام رسانده باشند.
وی با اشاره به حضور دو نفر بر سر جنازه ندا آقا سلطان يادآور شد: يک فرد استاد موسيقي اوست که به اتفاق ندا از کلاس آموزش موسيقي بر ميگشتند و اما فرد جوان ديگري با عينک بر سر جنازه او حضور دارد و با دست بر سينه او فشار ميدهد، فردي است که درست ? روز قبل از قتل ندا از انگلستان که محل تحصيل او است، به ايران ميآيد و يک روز پس از قتل ندا از ايران ميرود و جالبتر ميشود وقتي بدانيم او “آرش حجازي ” مترجم رسمي آثار “پائولو کوئليو ” از نويسندگان مشهور و مروجان اصلي تفکرات مسيحي و عرفانهاي کاذب است؛ فردي که ساليان سال از زندگي خود را در زندان و در اعتياد شديد به سر برده است و امروز التقاطات بيشماري در استحاله دين و رواج معرفتهاي کاذب و در ايجاد مسائلي چون پلوراليزم ديني، نسبيانگاري و … در آثار او به چشم ميخورد.
طوسي تصريح کرد: از حمايت گسترده دولت امريکا از اين نويسنده برزيلي در نشر آثار او در سرتاسر جهان عليالخصوص کشورهاي مسلمان در راستاي استحاله از درون دولتهايشان که بگذريم، مسئله اينجاست که چگونه آرش حجازي تصادفاً در آن لحظه در آن جا حضور مييابد؟ چگونه ميشود که آرش حجازي درست چند روز بعد با بيبيسي پرشين مصاحبه کرده و استوديو اين شبکه خبري هم حضور مييابد و اين پرونده را ادامه ميدهد؟ جالبتر هم ميشود وقتي بدانيم مدير و يکي از راهاندازان بي بي سي پرشين “رمضانپور ” معاون فرهنگي “عطاءالله مهاجراني ” وزير فرهنگ و ارشاد دولت محمد خاتمي از آب در ميآيد که درست در بهمن ماه سال گذشته اين شبکه را راه مياندازد، اما زيباتر و از همه مهمتر اينکه آرش قصه مذکور با ابوالفضل فاتح مسئول ستاد رسانهاي ميرحسين موسوي که هم اکنون در انگلستان به سر ميبرد نيز ديدار داشته است.
وي خاطرنشان کرد: استوديو رسانهاي ميرحسين موسوي در ستاد قيطريه آن زماني لو رفت که خانمها “ع.ب ” و “ب.را ” نيز براي ضبط برنامهاي جهت نشر در بي بي سي پرشين آماده ميشدند، در يکي از ساختمانهاي متعلق به “م.ه ” که هم اکنون به خارج از کشور فرار کرده است، دستگير ميشوند، اما فراموش نکنيم که چگونه است که اين يگانه مترجم آثار کوئليو چند صباحي است خود به تناقضگوييهاي بيشماري که مطابق با صحنه فيلم نيست، در مصاحبههاي مبسوط خود با VOA و BBC افتاده است و ضارب را موتورسواري معرفي ميکند که توسط مردم دستگير شده و مردم لباسهاي او را درآوردهاند و مدعي ميشود کارت شناسايي او موجود است؟ کارت شناسايي که تاکنون نمايش داده نشده است.
خوب خود قضاوت کنید که چه زیبا و دقیقا تمام طرح هایی وزارت اطلاعات داشته که نا کام مانده و حالا رسیدن به ساختن فیلم و بیچاره دکتر حجازی ....ذاکری