32 سال جنایت در ایران -4
تاریخ : شنبه، 25 اردیبهشت، 1389
موضوع : افشاگری


۳۲ سال انقلاب اسلامی در یگ نگاه - بخش ۴

کالبد شکافی مافیای رهبری ، اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات ،تاریکخانه سازمان ترور ، چپاولگران ثروت ، قاتلان و قصابان قوه قضائیه در جمهوری اسلامی ایران 

درج هرگونه مطلب و یا کپی برداری صرفا با دادن لینک مستقیم این وب سایت مجاز می باشد.



گروه عظیمی از حزب الله از صبح 14 اسفند در دانشگاه فعالانه حضور داشته جهت یاری پاسداران یک مینی بوس از کمیته قزوین اعزام شده بودند. همین پاسداران بودندکه در قطع سیم‌های بلندگو شرکت داشتند. شرکت حزب الله و پاسداران بر علیه بنی‌صدر طبیعی بود، سپاه بدون هیچ واهمه و ملاحظه‌ای مانند کوه در برابر بنی‌صدر می‌ایستد. اگر 14 اسفند بدون حضور نهاد‌های انقلاب و پرخاش آنان و بدون نعره های حزب الله پایان می یافت اکنون ما مسلما در این اوج گذرگاه انقلاب گام بر نمی‌داشتیم.» (غائله 14 اسفند ، ص 491 488 )
بنی صدر قبل از اینکه نیروهای کمیته به کمک استبداد بیاید و در سرکوب مردم شرکت کند به اقای بازرگان چنین گفته بود :
«
به بازرگان و دولت موقت گفتم: تمام این نهاد هایی که شما می‌سازید مثل سپاه پاسداران و کمیته انقلاب، تمام ستون‌های استبداد جدید را دارید می‌سازید. ممکن نیست ما سپاه پاسداران بسازیم که از انقلاب پاسداری کند. انقلاب معنایش این است که زور را بردارد و این را نمی‌شود شما نقض کنید. شما با ایجاد یک نیروی مسلح می‌خواهید انقلاب را حفظ کنید؟»

4 -
واحدهای اطلاعات دادستانی:

از جمله نیروهای اطلاعاتی و امنیتی که مدعی بود که واواک باید به آنها واگذار شود، نیروهایی بودند که تحت نظارت قوه قضاییه بودند . این نیروها با توجه به حمایت نیروهای مستقر در قوه قضاییه ودادستانی، از جمله نیروهای بسیار سرکوبگر بودند.
اکثر نیروهای مستقر در این مرکز، وابسته به هیات موتلفه اسلامی بودند که به دلیل حضور کم رنگ برخی از آنها در زندانهای قبل از انقلاب، معتقد بودند که باید جریان زندانها بازجویی ها کارهای اطلاعاتی و امنیتی در اختیار آنها قرار بگیرد .
تا زمان بر سر کار آمدن محمد محمدی نیک معروف به ریشهری، آنها حاضر نبودند اطلاعات خود را در اختیار دیگران قرار بدهند .
پایگاه اصلی نیروهای این بخش در بازار و خیابانهای مولوی و سرچشمه بود که بیشتر از نیروهای بازار تامین می شد . از معروفترین افراد این مرکز می توان به افرادی چون اسدالله بادامچیان و مرتضی نبوی واسدالله لاجوردی و عسگر اولادی و کچویی و... اشاره کرد که از ابتدای انقلاب، مدیریت در زندانها و سرپرستی زندانها و سازمان زندانها ملک طلق پدرشان است که به هیچ وجه حاضر نیستند که مدیریت آن را به دیگران واگذار نمایند .
سعید حجاریان در مورد چگونگی عمل اسدالله لاجوردی و اطلاعات دادستانی میگوید :
«...
لاجوردی و برخی دیگر به برخورد قانونی و به بیانیه ۱۰ ماده ای دادستانی اصلا اعتقاد نداشتند و معتقد بودند که باید برخورد قاطعی را با آن گروهها کرد و لازم نیست خیلی خودمان را به ضابطه و قانون ملزم کنیم مثلا در رابطه با ماجرای سعادتی دوستان رفته بودند صحبت کرده بودند که وی حفظ شود و نگه داشته شود ...یک مرتبه خبر آوردند که آقای لاجوردی خودش کار سعادتی را تمام کرده ....رجوی به این احتیاج داشت که لاجوردی بیشتر بچه های او را بزند تا او بیشتر بتواند نیرو جذب کند و کینه و نفرت آنها را به نظام افزایش دهد . لاجوردی هم به این احتیاج داشت که رجوی بیشتر ترور کند تا او بتواند مسئولان را توجیه کند که باید تا آخر خط رفت و نه تنها سازمان منافقین بلکه هر کسی که ذره ای دگر اندیشی دارد باید جارو شود٬ این یعنی سیکل معیوب و ما بشدت در آن زمان با آن مخالف بودیم...»
(
مصاحبه سعید حجاریان با عمادالدین باغی صبح امروز )
«
وقتی قرار شد که این گروههای ناهماهنگ و مشکل ساز متحد شوند و وزارت یا سازمانی را به وجود آورند درگیری بیشتر شد و برخی معتقد بودند که باید این کارها به صورت سازمان در اختیار رهبری قرار گیرد و برخی معتقد به وزارت شدن ان بودند و در نهایت به وزارت تبدیل شد اما سرپرستی ان را به فردی از بیت رهبری و معتمد آنجا دادند و از آن به بعد هم حتما وزیر باید با تایید رهبری به آن مقام انتخاب می شد تا رهبر به طور کامل بر آن اعمال نفوذ داشته باشد به جز در دورانی کوتاه که یونسی در راس آن بود در بقیه زمانها این وزارت اطلاعات بود که تحت نظر رهبری و یاران او اداره می شدند و در کلیه جنایات دخیل بود
(
روزنامه «فتح»، مصاحبه «عماد باقی» با «سعید حجاریان كاشی» )
«...
ما به اینجا رسیدیم كه اداره این مملكت، بدون اطلاعات نمی‌شود. بالأخره جمهوری اسلامی، طاغوت را منحل كرده؛ اما بایستی یك سیستم اطلاعاتی كه ساختارش دمكراتیك باشد، به وجود بیاید. با تعدادی از دوستان نشستیم و اولین طرح تشكیل سیستم اطلاعاتی مملكت را در دوران مجلس اول ریختیم...
چند گرایش در مورد وضعیت آتی اطلاعات وجود داشت كه آن را احصاء می‌كنم...
-
یك گرایش، مشخصاً توسط سپاه نمایندگی می‌شد. مسئولین و فرماندهی وقت سپاه معتقد بودند كه اطلاعات، بایست در دل سپاه بماند...
-
گرایش دیگری كه وجود داشت گرایش قوه قضاییه و رئیس وقت تشكیلات قضایی بود... رئیس‌ قوه قضائیه معتقد بود كه چون امور اطلاعاتی محفوف به امور قضایی است (چه در مرحله جمع‌آوری و چه در مرحله پیگیری) و همه جا با امور قضایی مماس هست، اطلاعات، باید سازمانی تابع قوه قضاییه باشد...
-
بعضاً هم از حاج «احمد» آقا شنیده می‌شد كه نظراتی ابراز می‌كردند كه تابع رهبری باشد.
-
نماینده رئیس‌جمهور هم به كمیسیون تلفیق می‌آمد و نظرشان این بود كه اطلاعات باید سازمانی باشد، تابع ریاست جمهوری، چون اطلاعات، ابزار ستادی ریاست جمهوری است...
-
امام هم به حاج «احمد» آقا گله كرده بود كه كجای دنیا آمدند، سیستم اطلاعاتی‌شان را وزارتخانه كردند، كه شما بخواهید دومی باشید؟ این را به من گفتند. به مرحوم حاج «احمد» آقا گفتم كه منعی برای سازمان كردن اطلاعات، وجود ندارد، اگر بخواهید، ما تلاش می‌كنیم كه اطلاعات سازمانی باشد، تابع رهبری ... اما بنده، خدمت شما عرض می‌كنم و به «آقا» [«امام»] هم بفرمایید كه اگر، فردا یك سیستم اطلاعاتی متمركزی را، زیر نظر رهبری درست كردیم؛‌ هر اتفاقی كه در آن افتاد، به پای ایشان نوشته می‌شود. یعنی اگر یك نفر بیرون آمد، گفت: مثلاً من را آنجا شكنجه كردند، چه كردند و چه نكردند، بالأخره مسئول «امام» است. آیا «امام» می‌پذیرد؟...
حاج‌ «احمد» آقا رفت و برگشت و گفت: نه. «آقا» گفتند: ما نمی‌خواهیم این چیزها را به ما بچسبانند...» (کتاب شنود اشباح ، رضا گلپور، ص740-738)
واواک، از مهر سال ۱۳۶۳، کار خود را با افرادی چون ریشهری و سعید حجاریان و علی ربیعی و سعید امامی و فلاحیان و ... شروع کرد .
-
طیف علی ربیعی و حجاریان کار ایدئولوژیک و گزینش را عهده دار بودند و
-
طیف فلاحیان و سعید امامی طیف عملیاتی و امنیتی را بر عهده داشتند .
با وزیر شدن علی فلاحیان و نزدیکی وی به اصغر میر حجازی امور به بیت رهبری واگذار شد. در این امر، هاشمی رفسنجانی نیز دخیل بود .
بعد از فوت خمینی، جانشینان او، با توجه به ضرورتی که احساس می کردند، تلاش کردند کلیه امور مربوط به واواک را خود در اختیار داشته باشند. به همین دلیل، میر حجازی را مسئول نمودند تا کلیه نیروهای اطلاعاتی را توجیه نماید که باید کارهای خود را به اطلاع رهبری انجام دهند .
بعد از بر سر کار آمدن خامنه ای و تسلط و ولایت وی بر واواک، کار کرد این وزارتخانه مانند کارکرد قوه قضاییه و سپاه پاسداران دچار تغییر شد و این وزارت خانه می بایست بر اساس مصلحت نظام و جهت حفظ آن کشتار ایرانیان مخالف را، در خارج و داخل کشور، آغاز نماید. در این مورد به خودی و غیر خودی نیز رحم نکند و هر کس که داعیه مبارزه با نظام ولایت داشته باشد، را باید از بین ببرد .
به طوری که گفته می شود در سال ۱۳۷۳ ،
-
از مجموع دوازده معاونت این وزارتخانه هشت معاونت در اختیار راستها بود
-
از مجموع شصت و چهار اداره کل وزارت پنجاه و سه مدیر کل از میان راستها انتخاب شده بودند
-
غالب ادارات اطلاعات استانها نیز از همین طیف بودند ٬
واواک، در دوران فلاحیان، به شکلی عجیب تر یک دست و متحد شده بود و علاوه بر آن وارد کارهای اقتصادی و تروریستی و بمب گذاری نیز شده بود و همه زیر نظر خامنه ای و هاشمی عمل می کردند .
گفته می شود در سال 72 در بولتن ماهانه وزارت که با نام مشکات منتشر می شده و در اختیار رده های دو تا چهار وزارت بوده است، به صراحت این مسئله از قول محسن راشد یکی از مدیران ارشد این وزارتخانه نقل شده بود که آقای هاشمی میتواند بروی یکصد هزار رای از معاونت وزارت تا خبرچین وزارت حساب کند
واواک همانگونه که در بالا نیز به آن اشاره شد دارای معاونت های مختلف و ادارات زیر مجموعه آن می باشد که به عنوان مثال، به یکی از این معاونت ها در جریان قتل های زنجیره ای به شرح زیر اشاره شده است . البته برخی دیگر از اداره کل های آن ذکر نشده است .
1-
معاونت امنیت، حمید سرمدی، معاون وزیر اطلاعات
2 -
معاونت امنیت، موسوی، قائم مقام معاون و مدیر کل طرح و بررسی
3-
اداره عملیات امنیت، محمد عزیز پور مدیر کل
4 -
اداره عملیات امنیت، فلاح قائم مقام
5-
اداره پشتیبانی عملیات - حمید رسولی مدیر کل
6-
اداره کل طرح و بررسی
7-
اداره کل کارگزینی امنیت، موسوی، مدیر کل
8 -
اداره کل التقاط، مدیر کل اسماعیلی
9 -
اداره پدیده های التقاط، مدیر کل کامیار
10-
اداره کل چپ، مدیر کل محمد صداقت
11 -
اداره چپ نو، مدیر کل عالیخانی

مافیای قضائی در ایران .

انقلاب اسلامی: یادآور می شود که 40 تن از افراد این شبکه پیش از این معرفی شده اند.
«....
فردای آنروز به گمانم دوشنبه بود و طبق روال هر دوشنبه در وزارتخانه ما شورای عالی وزارت داشتیم که از طرف ..... اتفاقا یا طبق هماهنگی (من اطلاعی ندارم) آمده بودند که در آنجا من و آقا مصطفی و سید صادق رفتیم و مشروح عملیات را شرح دادیم منتها طبیعی بود که چون چند نیروی غیر وزارتی در آن جلسه بودند و .... هم آنجا بود ما مواردی را ذکر نکردیم که عصر همانروز در جلسه ای که با حضور حاج آقا دری و حاج آقا فلاحیان در دفتر آقای حجازی تشکیل شده بود تمام موارد و حتی کشفیات از منزل را ذکر کردیم که






منبع این مقاله : zakeri
http://www.persian.se

آدرس این مطلب :
http://www.persian.se/article540.htmlhttp://www.persian.se/modules.php?name=News&file=article&sid=540

INP_Nuke © IranNuke.com