۳۲ سال انقلاب اسلامی در یگ نگاه - بخش ۲
کالبد شکافی مافیای رهبری ، اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات ،تاریکخانه سازمان ترور ، چپاولگران ثروت ، قاتلان و قصابان قوه قضائیه در جمهوری اسلامی ایران
درج هرگونه مطلب و یا کپی برداری صرفا با دادن لینک مستقیم این وب سایت مجاز می باشد.
* تشكيل نيروی قدس:
ضرورت بازنگری در ساختارهای دوران جنگ و نيز تعريف ماموريتهای جديد تحولات وسيعی را در درون معاونت اطلاعات سپاه ايجاد كرد. با انتخاب رهبريت جديد برای نظام، خط مشیهای جديد نيز برای سپاه وضع شد كه يكی از آنها ايجاد نيروی مقاومت و ديگری ايجاد نيرويی برای حمايت از نهضتهای اسلامی در سرتاسر جهان شد. بنابراين سپاه كه تا اين زمان براساس فرمان ٢٦ شهريور سال ١٣٦٤ آيت الله خمينی دارای سه نيروی زمينی، دريايی و هوايی بود، دو نيروی ديگر را نيز با تغييراتی كه در بسيج و معاونت اطلاعات بوجود آورد به ساختار كلی خود اضافه كرد. نيروی قدس سپاه پاسداران حاصل تغييرات بنيادی معاونت اطلاعات سپاه بود اما تبديل معاونت به نيرو هر چند مزيتهای بيشتری برای اطلاعات سابق سپاه داشت اما موجب يك جراحی ديگر در اين ساختار گرديد. در سال ١٣٦٨ ستاد كل سپاه پاسداران به ستاد مشترك سپاه تغيير نام داد. در پی اين تحول بر مبنای ساختار ارتش، ادارات مختلف ستاد مشترك نيز شكل گرفت. يكی از اين ادارات، اداره اطلاعات ستاد مشترك سپاه بود، با تشكيل اين اداره بسياری از نيروهای كيفی نيروی قدس جذب اين اداره شدند. اين دومين زايش اطلاعاتی از ساختار اصلی اطلاعات سپاه بود. نیروی قدس عملا تا زمان بحران بوسنی اسير بحرانی بود كه در واقع كل كشور دچار آن بود. جريان اعطای درجات نظامی و نيز بحران در بودجه بندی نيروهای نظامی كشور گريبان اين نيروی تازه تاسيس را نيز گرفته بود.
هاشمی رفسنجانی به عنوان رئيس جمهور به نيروهای نظامی كشور اعلام كرده بود كه اقتصاد كشور مانند زمان جنگ نمیتواند هزينههای آنان را تامين كند اما دست نيروهای نظامی را برای فعاليتهای اقتصادی با استفاده از رانتهای دولتی به منظور خودكفايی باز گذاشته بود. به دنبال همين سياست است كه در تمامی نيروهای نظامی معاونتهای خودكفايی وارد ساختار سازمانی میشوند و نيروی قدس نيز از اين مسئله مستثنی نيست. جريان اعطای درجههای نظامی و نيز برنامههای خودكفايی اقتصادی، طبقه خاصی را در نيروهای نظامی و امنيتی ايجاد میكند كه سرمنشا بسياری از مفاسد اقتصادی و امنيتی در سالهای بعد میشود. دوره بلاتكليفی پس از جنگ شايعات وسيعی را مبنی بر انحلال سپاه قدس را شايع میكند و اين مسئله تا زمان بحران بالكان و شروع جنگ در بوسنی ادامه میيابد.
* جنگ بوسنی و نيروی قدس:
جنگ و بحران در يوگسلاوی سابق نقطه عطفی بر فعاليتهای برون مرزی نيروی قدس بود. براساس تبليغاتی كه از كشتار مسلمانان در كشور تازه استقلال يافته بوسنی و هرزگوين در جهان اسلام و نيز ايران صورت میگرفت، افكار عمومی به نوعی خواهان كمك به مسلمانان اين كشور بود. براساس شواهدی كه موجود است فرماندهی كل سپاه و نيز شخصهاشمی از درگير شدن در جنگ بوسنی و نيز اعزام نيرو به اين كشور پرهيز داشتند اما نيروی قدس در تلاش برای كسب فضای جديد تنفسی، نيروهايی را برای ارزيابی وضعيت به اين كشور اعزام میكند. فرمانده اين نيروها در اين زمان محمد نقدی است و معاونت وی نيز بر عهده حسين الله كرم است.
شدت گرفتن بحران در بوسنی و كشتار مسلمانان اين كشور و نيز برانگيخته شدن گسترده افكار عمومی جهان و نيز جهان اسلام و از سوی ديگر تلاش ايران برای خروج از انزوای سياسی آن دوره موجب فعاليت گسترده نيروی قدس در اين منطقه میشود. الويت يافتن سياسی و امنيتی بوسنی به معنای گسترش سازمان نيروی قدس و نيز كسب امكانات بيشتر است. بحران بوسنی، به نوعی نيروی قدس را از گرداب انحلال نجات میدهد و اين نيرو نيز با درك اين وضعيت بوسنی را به عنوان منطقه جنگی و حوزه فعاليتهای نهضتی بصورت انحصاری در آورده و حتی وزارت اطلاعات نيز با توجه فرماندهی سپاه در منطقه تا قبل از قرارداد صلح ديتون در سال ١٩٩٥ عملا تحت الشعاع سپاه در بوسنی قرار میگيرد.
قرارداد صلح ديتون كه زير نظر آمريكايیها به امضا رسيده در اولين بندهای خود متذكرمیشود كه تمامی نيروهای خارجی مسلح میبايد ظرف مدت شصت روز از بوسنی خارج شوند و اين شامل نيروهای ايرانی هم میشود. با توجه به اينكه بوسنی هنوز الويت خود را در صحنه سياست خارجی از دست نداده، سپاه تشكلات گستردهای را در بوسنی در اشكال مختلف فرهنگی و اقتصادی و حتی بازسازی ايجاد میكند تا به حضور خود در اين منطقه ادامه دهد. از نظر امنيتی بوسنی به عنوان كشوری مسلمان و در داخل اروپا اهميت بسياری را برای برخی از جناحهای داخلی درون ايران دارد.
در اين دوره، شخص رهبری توجه ويژهای به بوسنی داشته و انتصاب آيت الله احمد جنتی دبير شورای نگهبان به عنوان نماينده وی در امور بالكان و بوسنی نشان دهنده اين توجه ويژه است. اندكی قبل از پايان رياست جمهوریهاشمی رفسنجانی، احمد وحيدی جای خود را به قاسم سليمانی فرمانده لشگر ٤١ ثارالله سپاه میدهد تا خود در شورای تشخيص مصلحت نظام و نيز بيت رهبری در امر تشكيل نهادهای موازی امنيتی و اطلاعاتی فعال شود. با حمايتهای وسيع آيت الله خامنهای از نيروی قدس خصوصا در دوره پس از دوم خرداد كه به وزارت اطلاعات اعتماد چندانی وجود ندارد، نيروی قدس در عرصه اطلاعات خارجی خصوصا در كشورهای بوسنی، حاشيه خليج، فلسطين، لبنان، افغانستان، تركيه و عراق گسترش بسياری پيدا میكند. گفته شده كه اهميت اين نيرو در سالهای اخير برای آمريكا به گونهای بوده كه انجام هرگونه مذاكره با ايران را منوط به انحلال اين نيرو كرده است.
از سوی ديگر به موازات گسترش توانايیهای واحدهای صنعتی نظامی ارتش و سپاه در جهت توليد موشكهای دور برد، نيروی قدس ماموريت داشته تا در بسياری از كشورها از جمله اروپا اهداف موشكی خاصی را از طريق جمع آوری پنهان و اطلاعات ماهوارهای تعريف كند. اينكه اخيرا يكی از تئوريسنهای نظامی جناح راست از سيمای جمهوری اسلامی، آمريكا را تهديد به ضربات موشكی كرده است ناشی از همين ماموريت است.
ادامه بخش دوم
. سعید امامی: «من از آغاز انقلاب تا به امروز سرباز گوش به فرمان نظام مقدس اسلامي و مقام ولايت بوده و هستم، هيچگاه بدون کسب اجازه و يا بدون دستورات مقامات عالي نظام کاري انجام ندادهام.
هرچه را که به صلاح نظام و اسلام دانستهام به عنوان پيشنهاد به مسئولانم ارائه کردهام. من خود را گناهکار نميدانم. کساني که حذف شدهاند، مرتد، ناصبي و محارب بودهاند. حکم مجازات آنها مثل هميشه به ما تکليف شده است و ما آنچه کردهايم اجراي تکاليف شرعي بوده است نه قتل و جنايت... »
«دستور قتل داريوش فروهر و پروانه اسکندري را به روال معمول هميشگي حجتالاسلام علي فلاحيان به من داد. احکام اعدام ساير محاربين قبلا در زمان وزارت فلاحيان صادر شده بود. از مدتها پيش قرار بر اين بود که عوامل مؤثر فرهنگي وابسته که توطئه تهاجم فرهنگي را در ايران پياده ميکردند و جمعا صد نفر بودند اعدام شوند. حکم حذف 29 نفر از نويسندگان از مدتها پيش مشخص و احکام قبلاً صادر شده بود که در مورد 7 تن از آن عناصر احکام در دوره وزارت علي فلاحيان اجرا شده بود. وقتي حکم اعدام فروهر به ما ابلاغ شد پرسيديم که تکليف احکام معطل مانده اعضاي کانون نويسندگان چه ميشود که حاج آقا دري نيز گفتند هرچه سريعتر اقدام شود بهتر است و اين بار نيز مثل ماقبل انجام شد با فرق اينکه بجاي ابلاغ از سوي فلاحيان امور از طريق حاج آقا دري نجفآبادي هماهنگ ميشد
از اعترافات سعید امامی
1- حفاظت اطلاعات ارتش- رکن دو
به محض پیروزی انقلاب، گروههای مختلف برای کسب قدرت اطلاعاتی تهاجم گسترده ای را برای تصرف مراکز اطلاعات انجام دادند. زیرا می خواستند، با دستیابی بر اطلاعات موجود، موقعیت برتر بدست آورند .
بر اساس اطلاعات، نیروهای مستقر در مراکز اطلاعات، بخصوص ساواک و اداره اطلاعات ارتش، عبارت بودند از :
- سپاه پاسداران
- انجمن حجتیه
- سازمان مجاهدین خلق
- سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
- حزب توده
- نیروهای وابسته به سازمانهای جاسوسی
این مجموعه با حضور در این دو سازمان، تلاش داشتند همزمان با زمینه سازی انحلال ارتش، نیروی جایگزین آن را نیز آماده نمایند .
از ابتدای انقلاب، سازمان مجاهدین خلق و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و برخی از گروههای چپی و نیز برخی از بلند پایگان حزب جمهوری اسلامی تلاش می کردند با انحلال ارتش نیروی مورد نظر خود را جایگزین آن نمایند و این کار حتی زمانی که عراق به ایران حمله کرد نیز ادامه داشت .
نیرویی که خود را برای جایگزینی ارتش لایق تر از همه نیروها می دانست سپاه پاسداران بود که به دلیل نیاز به کسب قدرت کامل نظامی سعی می کرد با کمک نیروهای وابسته در ارتش نفوذ کرده و با برنامه گذاری های خاص و پیدا کردن کودتاهای واقعی و ساختگی ضربات شدیدی به ارتش وارد آورد وخود جایگزین آن شود .
در آن زمان، نیروهای سپاه پاسداران با کمک سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ودادستانی و با حمایت نیروهای حزب جمهوری اسلامی ایران و از جمله بهشتی – هاشمی – خامنه ای و ... در پی این بودند که طرح انحلال ارتش را به تصویب شورای انقلاب و خمینی برسانند و آن را منحل کنند. در جریان انقلاب، توافقی را با سلیوان، واپسین سفیر امریکا در ایران، بعمل آوردند که پیش از انتشار سندهای سفارت امریکا، بعنوان «وحدت چکمه و نعلین»، از پرده بیرون افتاده بود. آن زمان، بهشتی و خامنه ای و موسوی اردبیلی (که باتفاق مهندس بازرگان با سلیوان ملاقات و توافق را بعمل آورده بود) و هاشمی رفسنجانی و خود خمینی تصور نمی کردند که ارتش تن به اوامر ژنرال هایز ندهد و اعلام بی طرفی کند. بعد از آنکه، حکومت موقت «سپاه موقت انقلاب» را تشکیل داد و روحانیان تشنه قدرت از دست دولت موقت خارجش کردند، بفکر افتادند که وحدت چمکه و نعلین را برهم بزنند و ارتشی از خود داشته باشند. این شد که به جان ارتش افتادند و هیچ فرصتی را برای ضربه زدن به آن و پاشاندنش از دست ندادند.
سپاه با ساخت کمیته ای کودتا یاب کاملا حساب شده ارتش را تحت فشار قرار داده بودند. با دستگیریهای وسیع و شکنجه و اعدام افسران، دقیقا همان کارهایی را انجام می دادند که عراق نیاز داشت یعنی تضعیف ارتش به هنگام حمله عراق به ایران . در این کمیته چه کسانی بودند و چه خط و ربطی داشتند؟ به خط و ربط آنها توجه کنید تا متوجه شوید که چرا کشف کودتا در ارتش بکار ایجاد استبداد ملاتاریا با ستون فقراتی که سپاه شد، لازم بود:
مصاحبه با نویسنده کتاب شنود اشباح:
امكان دارد، كالبد شكافی بفرمایید؟
* منبع (ف): در كمیته خنثیسازی نقاب [كودتا] بعد از محسن رضایی، مهدی منتظری سرپرست شد. مسعود كشمیری بود كه توضیح میدهم... كارهای تعقیب و مراقبت و جلب و به یك معنا عملیات لازم به عهده «رضا عاصف» و مجموعه اطلاعات سپاه بود. بیشتر بازجوئیها هم مختلف انجام میشد... سعید مظفری و حجاریان بودند كه با ركنی كار میكردند... جمال اصفهانی بود که مسئول مركزیت كودتاییها به عهدهاش بود...
كشمیری رابط ركن 2 ارتش با مجموعه ضد كودتا بود. یعنی رضوی كه نماینده اداره دوم بود... جواد قدیری هم بود... اما خب كشمیری با بعضی از این افراد رفیق بود، با بعضی همكار بود با بعضی هم باند بود. .
(کتاب شنوداشباح، رضا گلپو