.jpg)
بیوگرافی گذشته و حال صادر کننده حکم قتلهای سیاسی و نظامی قبل و بعد از انقلاب
آخرین خیزش برای تسخیر صندلی رهبری و تکمیل کودتا .
در خبرهای روزهای آینده
خبر و شاه کلید خبری «
گودرزی فرمانده گروه فرقان در سالهای نخستین انقلاب و فرمانده جوخه آتش و ترور شهید مطهری و مفتح
و کلیه ترورهای انجام شده به دست گروه فرقان از چه کسی دستور میگرفته است .
بر روی این سایت نقش خواهد بست .
آز آنجائیکه حلقه خفقان تنگ و تنگتر می گردد و ایرانیان در برابر آزمایشی دیگر و زود هنگام قرار میگیرند ما در صدد این شدیم که ماهیت اصلی و بیوگرافی کامل مهره اصلی کفتار پیر سیاست انگلیسی را برای همگان در یک نگاه بازگشائی نمائیم ، باشد که مردم ایران بدانند چه دامی برای آنان پهن شده است و اگر زود نجنبند ایران و ایرانی را به کوخ نشینی و تاراج اقتصادی و اجتماعی خواهند برد ، این همان نقشه و ترسیم شوم انگلیسی است که با دستان نوکر پیر استعمار انگلیس مصباح یزدی در حال عملی شدن است که در راه رسیدن به رهبری و جانشین شدن خامنه ای از هیچ امری فروگذار نیست و حتی قبل از سفر رسمی احمدی نژاد به آمریکا رسما فرمان قتل میر حسین موسوی و مهدی کروبی را صادر نموده است .
فرمانده قاتلان را بهتر بشناسیم
محمد تقی مصباح یزدی (زادهٔ ۱۱ بهمن ۱۳۱۳ در یزد ) بنیانگذار و مدیر موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ، عضو مجلس خبرگان رهبری ، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، رییس شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت و یکی از اساتید حوزهٔ علمیهٔ قم است.

تحصیلات ابتدایی خود را در سن هفت سالگی آغاز کرد. سپس وارد حوزهٔ علمیهٔ یزد شد و دورهٔ مقدمات و سطح را همان جا به اتمام رساند، سپس در سال ۱۳۷۱ه.ق. عازم نجف شد، و پس از یک سال برای ادامهٔ تحصیل به قم هجرت کرد و حدود ۸ سال به طور مداوم در درس فقه حسین طباطبایی بروجردی شرکت کرد. وی در سن ۲۷ سالگی به درجهٔ اجتهاد رسید، اما با این حال تا ۸ سال در دروس فقه و اصول روحالله خمینی و تا ۱۵ سال در درس فقه محمد تقی بهجت و تا ۲ سال در درس محمد علی اراکی شرکت میکرد. وی شاگردان درس تفسیر و فلسفهٔ محمدحسین طباطبایی نیز به شمار می رود و با پایهگذاری مدرسه حقانی توسط آیتالله قدوسی و محمد حسینی بهشتی استاد و عضو هیئت مدیره این مدرسه میشود. هر چند بعدها به دلیل انتقادات شدیدش از علی شریعتی در کلاسهای درس خود از سوی بهشتی و قدوسی از این مدرسه اخراج میشود.
شهرت وی به خاطر حمایتهای او از محمود احمدینژاد ، رئیسجمهور کنونی ایران و نیز مخالفتهای سابقهمندش با محمد خاتمی و به طور کلی جنبش اصلاحطلبی ایران افزایش یافت.
از دیگر مواردی که باعث شهرت مصباح یزدی شدهاست، مطرح شدن وی به عنوان صادرکنندهٔ فتوای قتل در جریان جنجالبرانگیز قتلهای زنجیرهای میباشد.
گفته میشود که احمد عبدالله محمد سامبی رئیسجمهور فعلی کشور آفریقایی و ۸۰۰ هزار نفره کومور از شاگردان او بوده و گفته میشود که محمود احمدینژاد رئیسجمهور فعلی ایران نیز از پیروان اوست .
او در سال ۱۳۶۹ به عنوان نمایندهٔ مجلس خبرگان از استان خوزستان در دومین دورهٔ مجلس خبرگان رهبری و در دورههای بعد نیز از تهران به نمایندگی مجلس خبرگان برگزیده شد.
سه هفته پیش از انتخابات مجلس ششم ، در بهمن ۱۳۷۸ ، کاریکاتوری موسوم به «استاد تمساح» که طرفداران مصباح یزدی بهخاطر شباهت کلمهٔ «مصباح» با «تمساح»، آن را اهانت به او دانستند، توسط نیکآهنگ کوثر در یکی از روزنامههای کثیرالانتشار به چاپ رسید که در همين زمان گروهي از افراد وابسته به موسسه آيتالله مصباح يزدي، در مسجد اعظم قم دست به تحصن زدند. آنان که خود را جمعي از طلاب و فضلاي قم مي ناميدند، از چهاردهم بهمن ماه تا شامگاه شانزدهم بهمن به تحصن خود ادامه دادند. گفته مي شد نهايتاً اين تحصن با نقل پيام شفاهي رهبر ايران توسط آيت الله مشکيني، پايان مييابد. معترضين روز پنجشنبه ابتدا در مسجد فيضيه تجمع کرده و در يک راهپيمايي تا مسجد اعظم، تحصن خود را آغاز کردند. آنان طي بيانيهاي تاکيد داشتند که: «تحصن ما آرام و بدون تشنج است و در صورت دستور مقام معظم رهبري و يا مراجع عظام، تحصن را لغو خواهيم کرد». متحصنين داراي کارت مخصوص و سازماندهي منظم، ستاد اطلاع رساني، واحد تبليغات و تدارکات بوده و امکانات لازم براي اقامت آنان در مسجد از قبل مهيا شده بود. متحصنين همچنين خواستار عزل و محاکمه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي بودند که بعد از دستگیری نیکآهنگ کوثر، با پیام سید علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، این تحصن پایان یافت.
مصباح یزدی از حامیان اسلام بنیادگرایانه و طیف اصولگرا معروف به جناح راست است. او از مخالفان جدی اصلاحات محمد خاتمی و اصلاحطلبان میباشد، چنانکه یکبار در حسینیه شهدای قم اصلاحطلبان را احیاکنندگان سنت کفار ۲۵۰۰ سال پیش ایران نامید.
در ماه آذر سال ۱۳۷۹ میلادی، اکبر گنجی روزنامهنگار طرفدار اصلاحات، که در کتاب پرفروش و جنجالبرانگیز « عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری »، به افشاگری درباره عوامل پشت پرده قتلهای زنجیرهای پرداخته بود، در دادگاهی که برای محاکمه او تشکیل شده بود علناً علی فلاحیان ، وزیر اطلاعات سابق ایران را شاهکلید قتلهای زنجیرهای و مصباح یزدی را محرک و صادرکننده فتوای قتلها یا به اصطلاح، «مراد عالیجنابان خاکستری» خواند. همچنین در واقعه قتلهای محفلی کرمان، تعدادی از اعضای بسیج یکی از مساجد کرمان به اتهام آن دستگیر شدند و این افراد در بازجوییها و در دادگاه اعلام کردند که پس از شنیدن سخنرانی محمد تقی مصباح یزدی، در یکی از مساجد کرمان به این نتیجه رسیدهاند که از نظر شرعی وظیفه دارند افراد مهدورالدم را بکشند. مصباح یزدی طی نامهای به دادگاه، صدور فتوی مشخصا برای قتل ۵ نفر در کرمان را رد کرد اما ایراد سخنرانی عمومی پیرامون امر بهمعروف و لزوم اقدام شخصی بسیجیان در اجرای امر بهمعروف را تایید نموداز نظریات جنجال برانگیز این بود که جمهوریت شرک است و قبول تنها بخاطر مصلحت و گفتار امام خمینی است. او در جمعی گفت مگر میشود بالاترین مقامات کشوری اسلامی را با هوسهای مردم تعیین کرد. مگر میشود آینده اسلام را در دست آمال و هوسهای مردم قرار داد.
در پی اعلام نتیجه انتخابات جنجال برانگیز ریاست جمهوری دهم و با اعلام پیروزی دوباره محمود احمدینژاد ، اعتراضات گستردهای در ایران به راه افتاد به طوریکه راهپیماییهای بزرگ اواخر خرداد ماه ۱۳۸۸، بزرگترین تظاهرات ضد دولتی در تاریخ سی ساله جمهوری اسلامی لقب گرفتند. این اعتراضات با سرکوبی شدید پلیس و نیروهای بسیج و سپاه و لباس شخصی همراه بود و منابع رسمی کشته شدن دست کم ۳۰ نفر را تایید کردند. همچنین عده بسیاری از فعالان سیاسی و اصلاح طلب، روزنامه نگاران و معترضان بازداشت شدند. نامزدهای اصلاح طلب رقیب احمدی نژاد و همینطور مردم معترض معتقد بودند که در انتخابات تقلب شدهاست و برخی مراجع تقلید و روحانیون سرشناس نیز دولت کنونی را نامشروع دانستند، با اینحال علی خامنهای و طیفی از روحانیون جناح راست حامی دولت احمدی نژاد نتیجه انتخابات را تایید کردند و برخی مقامات از جمله فرماندهان ارشد سپاه و برخی روحانیون خواستار محاکمه اصلاح طلبان شدند و آنها را به «انقلاب مخملی» و یا «کودتای مخملی» برای براندازی جمهوری اسلامی به کمک بیگانگان متهم کردند.
خبرگزاری العربیه به نقل از روزنامهٔ ایتالیایی کوریر دلاسرا و به گفته یک منبع آمریکایی گزارش داد که مصباح یزدی - که از وی به عنوان پدر معنوی احمدینژاد یاد میشود- از سرکوب مخالفان حمایت کردهاست.
مصباح یزدی در واکنش به رویدادهای پس از انتخابات گفت «سلسله جنبان این قضایا هر که بود درصدد حذف ولایت فقیه از نظام سیاسی کشور بود.» وی «ولایت فقیه را روح انقلاب و مشخصه این حکومت» دانسته و گفت: «دشمنان میخواستند یا این رکن اساسی را حذف و یا تضعیف و کمرنگ کنند که در این جریان برخی آگاهانه و برخی فریب خورده اقدام به این امر نمودند.» او همچنین در ۲۱ مرداد ۱۳۸۸ در جمع گروهی از هنرمندان بسیجی در موسسه آموزشی امام خمینی در قم اینگونه استدلال کرد که وقتی رییسجمهوری از جانب رهبری نصب و تایید میشود به عامل او تبدیل شده و از این پرتو نور بر او نیز تابیده میشود و لذا «وقتی ریاست جمهوری حکم ولی فقیه را دریافت کرد اطاعت از او نیز چون اطاعت از خداست.
مصباح از منتقدان جمهوریت است و به رای گذاشتن نظام توسط روحالله خمینی را به معنای اعتقاد او به جمهوریت و حاکمیت رای مردم نمیداند. او در سخنانی گفت: «مردم، ناصر (کمک کننده) ولی فقیه هستند، نه ناصب (منصوب کننده) و مشرع (مشروعیت دهنده) او» از دیدگاه وی فقها در دوران غیبت نایب حجت بن حسن (مهدی موعود به اعتقاد اهل تشیع) و حاکم هستند و نتیجتاً انتخاب حاکم توسط مردم فاقد اعتبار است. این اظهارات وی مورد مخالفت بسیاری حتی بخشی از جناح راست و اصولگرا قرار گرفت، چنانکه روزنامه جمهوری اسلامی در جریان انتخابات شوراها در سال ۱۳۸۵ با موضعگیری در برابر مصباح یزدی، مواضع وی در باب ولایت فقیه را مخالف نظرات رهبری دانست و در مقالهای با عنوان «مخالفت رهبری با عملکرد مصباح یزدی» نوشت: «احدی از آحاد ملت حق ندارد از رهبری جلو بیفتد، آیا رهبری از عملکرد و موضعگیریهای شما راضی است؟ ما قرائتی داریم که نه، شما اگر دلیلی بر رضایت ایشان از عملکرد خودتان دارید، ذکر فرمایید، البته اینکه ایشان به مؤسسه شما کمک مالی بکنند یا شما در دفتر ایشان سخنرانی کنید دلیل نمیشود».
بنا به ادعای وی مخالفت با ولایت فقیه به معنی شرک به خداست . درصورتیکه آیت الله منتظری اعتقاد به ولایت فقیه مطلقه فقیه را برابر شرک میداند.
مصباح در سخنرانیهای خود بارها صراحتاً از اجرای حکم اعدام برای افرادی که به زعم وی مرتد شدهاند دفاع نمودهاست، چنانکه یکبار خواستار اعدام هاشم آغاجری شد . همچنین احمد قابل در نامهای به علی خامنهای ، ضمن اشاره به اصرار و شهادت مصباح یزدی، مبنی بر کفرآمیز بودن مطالب و مرتد بودن شیخ حبیبالله آشوری به جرم انتشار کتاب «توحید» که منجر به اعدام وی شد، از وی انتقاد کرد.
وی در طول سالیان تدریس خود تعداد بسیاری از شاگردان را تربیت کردهاست که اکثر آنان هم اکنون از جنایتکاران در راس هستند از جمله:
1. غلامرضا فیاضی (عضو جامعه مدرسین حوزهٔ علمیهٔ قم و استاد مؤسسه امام خمینی )
2. محمود رجبی (عضو جامعه مدرسین حوزهٔ علمیهٔ قم و قائم مقام مؤسسه امام خمینی )
3. محمود محمدی عراقی (داماد آیت الله مصباح یزدی)
4. مصطفی ملکیان (استاد دانشگاه و از مخالفین سرسخت آیت الله مصباح یزدی)
5. سید محمدرضا طباطبایی (مدیر جامعة الزهرا )
6. سیدابوالحسن نواب (رییس مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب)
7. مرتضی آقاتهرانی (استاد اخلاق حوزه علمیه و دولت احمدینژاد و نماینده تهران در مجلس شهتم)
8. عباسعلی شاملی (استادیار مؤسسه آموزشی امام خمینی )
9. سید احمد رهنمایی (معاون اطلاع رسانی مؤسسه امام خمینی )
10. محمد فنایی اشکوری (استادیار مؤسسه آموزشی امام خمینی )
11. شمالی (استادیار مؤسسه آموزشی امام خمینی)
12. محمد جواد زارعان (رئیس دانشگاه علوم انسانی)
13. اکبر میرسپاه (استاد دروس معارف قرآن)
14. سید محمد غروی (سخنگوی سابق و عضو جامعه مدرسین حوزهٔ علمیهٔ قم و مدیر سابق گروه روان شناسی مؤسسه امام خمینی )
15. سید محمود نبویان (عضو هیئت علمی موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی )
16. احمد عبدالله محمد سامبی رئیسجمهور کومور
17. پرویز داوودی معاون اول دولت نهم
18. منوچهر محمدی معاون وزیر امور خارجه
19. عباسعلی کدخدایی عضو شورای نگهبان
20. غلامحسین الهام عضو شورای نگهبان، سخنگوی سابق دولت و ورزیر سابق دادگستری
21. ابراهیم فیاض
22. علی مبشری رئیس دادگاههای انقلاب اسلامی تهران
با سپاس حمید رضا ذاکری