محاسبات تهران در اساس اشتباه است
تاریخ : شنبه، 31 تیر، 1385
موضوع : افشاگری


تحلیلی بر اوضاع کنونی و عواقب مناقشات در خاورمیانه

 محاسبات تهران در اساس اشتباه است

 احتمال بوجود آمدن جنگ تمام عیار بین دمشق و اسرائیل زیاد نیست



 

علت وخامت شديد اوضاع خاور میانه چیست و آیا امکان توقف این خونریزی ها وجود دارد؟ یادآور می شویم که علت رسمی این تشدید اوضاع، گروگان گیری سربازان اسرائیلی ابتدا توسط حماس، جنبش اسلامی فلسطین و به دنبال آن پس از یک هفته توسط گروه شیعه حزب الله لبنان بود.
ولی شکی نیست که علت درگيری های مسلح کنونی کلا به خاطر مناقشات حل و فصل نشده اعراب و اسرائیل و اگر دقیق تر بگوییم ، به دلیل فقدان حرکت مثبت در مسیر روابط فلسطین و اسرائیل و حتی سوریه و اسرائیل برای مدت مديدی می باشد.

می توان با اطمینان زیادی گفت، یکی از انگیزه های مهمی که حزب الله لبنان را به تقابل با اسرائیل سوق می دهد اتحاد ساده آن با حماس است. "حسن نصرالله"، رهبر حزب الله لبنان اعلام کرد "ما نمی توانستيم با خونسردی کشته شدن فلسطینی ها را در برابر سکوت جهان عرب تحمل کنیم". باید گفت که عملکرد حزب الله تا حد زیادی به روحيات مردم در کشورهای عربی پاسخ داد.

پاسخ اسرائیل به گروگان گیری سربازان خود بسیار با عجله و به عقیده بسیاری از کارشناسان آشکارا نابرابر و غیر منطبق بود. در عین حال چنین واکنشی از جانب اسرائیل در مقابل عملکرد مبارزان لبنانی و فلسطینی کاملا توجیه پذیر و از بسیاری جهات قابل پیش بینی بود. حکومت جدید اسرائیل به رهبری "اهود اولمرت" و نخست وزیر باید استحکام، سختی و اراده خود را به نمایش می گذاشت.

معهذا در عملکرد سران حکومتی اسرائیل تعجیل و تعمق ناکافی در تصمیمات به چشم می خورد. به هر حال در نتیجه عملکرد ارتش اسرائیل اساسا مردم غیر نظامی خسارت می بینند و نه مقصران اصلی که برانگیزنده این عملیات بودند. این بدان معناست که گمان نمی رود که چنین عملکردی چه در غزه و چه در لبنان به موفقیت نهایی برسد. به علاوه خسارت وارد آمده به مبارزان بوسيله ارتش اسرائیل نیز موقتی است. تاریخ مناقشات اعراب و اسرائیل نشان می دهد که به زودی زیر بنا و حتی اساسا عوامل این تشکیلات تجدید می شوند.

قدرت افراطیون حماس و حزب الله که پیاپی از پیروزی نهایی خود علی رغم هر پیش بینی سخن می گویند نیز افزایش می یابد.

فعلا مناقشات تنها شدت می گیرد. هدف اسرائیلی ها در کنار آزاد سازی اسرای خود، " از بین بردن ریشه ترور" در خاک فلسطین و لبنان است. ولی ایشان عملا آن را پنهان می کنند. سوال در این است که حماس و حزب الله از ربودن سربازان اسرئیلی چه هدفی را دنبال می کردند؟ آیا تنها می خواستند گروگان های خود را که در زندان های اسرائیل به سر می برند آزاد سازند؟ نمایندگان دو جنبش رسما بر این موضوع تاکید دارند.

اسرائیل از ابتدا تاکید می کند که عملکرد حزب الله و حماس تحت فرمان تهران و دمشق انجام می شود. نباید این بعد قضيه را نادیده گرفت.

ایران می توانست از نفوذ خود در افراطیون فلسطینی و لبنانی به منظور منحرف نمودن توجه جامعه جهانی از برنامه های هسته ای خود استفاده کند. اگر چنین باشد پس محاسبات تهران در اساس اشتباه است. البته خاور نزدیک توجه زيادی را در جهان به خود جلب کرده است، ولی این قضیه از توجهات معطوف به برنامه هسته ای ایران نمی کاهد. چرا که در واقع مناقشات بین اسرائیل با فلسطین و حزب الله ضمن اهمیت خود قابل قیاس با امکان دسترسی ایران به فن آوری که به این کشور امکان ساخت سلاح هسته ای را بدهد نمی باشد. بنابراین بسیار بعید است که از وخامت اوضاع چیزی نصيب ایران شود. این مسئله را در مورد دمشق نیز می توان گفت.

سران سوریه نیز باید حساب این را بکنند که ادامه کمک به افراطیون و تروریست ها، و علاوه بر آن استفاده از آن ها به عنوان اهرم فشاری بر اسرائیل برای دمشق نتيجه عکس به همراه خواهد داشت. این کار تنها اسرائیلی ها را به پاسخ نظامی تحریک می کند که در شرایط ضعف نظامی سوریه می تواند قدرت رژیم حاکم را در چشم شهروندان خود در هم شکسته و باعث قدرت گروه های مخالف شده و آن ها را به عملکرد فعالتر تشویق کند. رهبران سوریه نباید فراموش کنند که افراطیون اسلامی از هر ملیتی، رژیم کنونی دمشق را رفیق موقت خود در مرحله خاصی محسوب می کنند، ولی در نهايت آنها به رژیم کنونی سوریه به چشم دشمن سیاسی و ایدئولوژیکی در کار مبارزه برای ایجاد "حکومت ناب اسلامی" می نگرند. حمایت از نیروهای افراطی همچنین باعث تثبیت وجهه منفی سوریه در عرصه بین المللی می شود. سوریه نمی تواند نفهمد که در صورت حمله نظامی اسرائیل به این کشور، نه تهران که آن را "متحد استراتژیکی" خود می نامد و نه برادران عرب هيچ کدام به کمک سوریه نخواهند آمد.

بنابراین احتمال بوجود آمدن جنگ تمام عیار بین دمشق و اسرائیل زیاد نیست. این را نه دمشق می خواهد و نه تل آویو که قصد ندارد یکی از نا امن ترین بخش های مرزی اش را در معرض خطر بگذارد.

ولی به هر حال این باعث آرامش اوضاع نمی شود. مسئله فلسطین هر چه بیشتر به نقطه کور می رسد. در این جا رهبران اسرائیلی در وضعیت دشواری قرار می گیرند: یا باید مقیاس عملیات را گسترش داد یا با حماس وارد مذاکره شد. دقيقا با حماس، چرا که "محمود عباس" عملا به هیچ عنوان قادر به کنترل اوضاع منطقه نیست.

چندین گزینه حل و فصل در صورت وارد عمل شدن میانجی گران بین المللی ( مثلا اروپا) نیز وجود دارد که اسرائیل آن ها را نمی پذیرد.

در مورد لبنان هم راه حل مسئله در عقب نشینی نیروهای حزب الله از مرزهای اسرائیل و توقف بمباران تاسیسات زیربنایی لبنان توسط اسرائیل بنظر می رسد. قطعا این کار ساده ای نیست. ولی حل مسئله تنها از طریق گفتگو و نه جنگ و تصمیمات یک جانبه میسر است....ذاکری







منبع این مقاله : zakeri
http://www.persian.se

آدرس این مطلب :
http://www.persian.se/article427.htmlhttp://www.persian.se/modules.php?name=News&file=article&sid=427

INP_Nuke © IranNuke.com