طرح آمریکائیان در سال ۱۳۵۷ خواسته راستیها.
یک سیاست منفور برای همیشه از صحنه رژیم آخوندی رخت بر بست

هم اروپا خوب میداند و هم روسیه که رژیم در برابر آمریکا در جبهه راستیها عقب نشینی نموده .
حمله به هاشمی در قم مساوی شد با رد پیشنهادات ۵+۱ و همچنین قبضه و چهار میخه شدن حکومت .
( کم گوی ولی پسندیده *
مدتهاست که بازی بسیار پیچیده ای برای انحصاری نمودن قدرت با سکاندارانی همچون هاشمی رفسنجانی و در طرف دیگر مصباح یزدی به نمایندگی از خامنه ای در ایران سر گرفته شده و این بازی بسیاری از نیروهای خارجی حتی دولتها و نیروهای فعال اپوزیسیون را هم با خود به بازی گرفته اند و کمتر کسی به عاقبت این بازی فکر مینمود و یک عده سودجو که همیشه سودجو بوده اند با دمیدن در شیپور خود سعی در کسب منفعت سیاسی و اقتصادی داشته اند که این روزها در رسانه های فارسی زبان زیاد به چشم میخورند و این افراد کسانی بیش نیستند غیر از همان سیاهی لشگر ساخته و پرداخته وزارت اطلاعات در اروپا مخصوصا در کشور سوئد که با یک ارزن بدام افتاده اند و این نوکران الحق کم هم نیستند . یکروز دم از شجاعت هاشمی میزنند و یک روز مرگ بر او را پیشه میکنند و یکروز همه از ادبیات گفتاری خامنه ای مجیز میگویند و همگام و همراه با این بی خردان عده ای هم در رسانه های باصطلاح دولتی آمریکا و اروپا نشسته اند و نظرات مریض این افراد را بعنوان نظرات ناظران سیاسی به خورد خلق الله میدهند ولی کجای کار حقیقت است گفتار این افراد و یا اعمال درونی رژیم .
با نگاهی بسیار ساده و موشکافانه عزیزان در داخل و خارج کشور بخوبی میتوانند تشخیص دهند که گفتار این بوق چیان در رسانه های فارسی خارج از کشور دقیقا همانی است که رژیم در سیمای خودش بخورد مردم میدهند ولی عاری از حقیقت و صرفا در جهت سردرگم نمودن مردم و طرح شجاعت و استقامت ملایان در برابر آمریکا و ساختن و طراحی درگیریهای ساختگی از قبیل همین ریگی که در سیستان و بلوچستان ایران طلوع نمود و بوسیله بازهای رسانه ای رژیم پرورش داده شد و با بازی قدرت و سرکوب نظامی رژیم غروب نمود و در نهایت تنها چیزی که باقی ماند نشانه قدرت نمائی رژیم و صف آرائی در برابر مردم ایران و سرکوب در آذربایجان و بقیه داستان دقیقا همان چیزی است که حقیقت ندارد و پشت پرده پیک های مختلف از هر قومی که رژیم از آنها به گروگان گرفته است چه یهودی چه مسیحی و حتی بهائی و زرتشتی و بچه قاجاریها بوسیله لابیهای اروپائی دست بدامان سناتورهای آمریکائی شده اند تا شاید راهی پیدا شود و رژیم و آخوندها را به نوکری قبول نمایند که در این بحث نوکری که نکته اصلی ماست دو جناح در ایران با همدیگر بر سر کشمکش هستند یکی از طریق نوکری اروپا و وصل به آمریکا یکی معتقد به نوکری مستقیم تا اینکه بدون اینکه کسی این کودتای اخیر را بصورت حقیقی لمس نماید کودتای سیاسی و حساب شده راستگرایان عملی شد و در آستانه انتخابات مجلس خبرگان رهبری در ایران که ذن آن میرود که دست آموزان خامنه ای یعنی مصباح و طرفدارانش کرسی های قدرت آن مجلس را هم فتح کنند آخرین حرکت مهره شطرنج بازی بوسیله خامنه ای به جلو رانده شده و با برخورد عده ای با هاشمی و پخش مستقیم آن از صدا و سیمای ایران به ایرانیان و جهانیان نشان داده شده که هاشمی دیگر در دایره قرمز نخواهد ماند و اگر پیک های او با بلیط های فرست گلس هر روزه راهی اروپا هستند تمامش چیزی به جزء خیال خام نیست که با او وارد مذاکره شوید و بوسیله خاتمی برای او پیام ارسال دارید که اگر شما ناجی راه اصلاحات خاتمی شوی از شما پشتیبانی خواهیم نمود و چشم بر همه خون ریزیهایت خواهیم بست چون ما به پول و نفت ایران نیاز داریم و میخواهیم کالاهای بونجل خود را در بازار ایران با بهائی کذاف بفروش برسانیم و میخواهیم با کلاه اصلاحات این سرمایه را از دست مردم ایران خارج نمائیم و چون در این راه نوکران بی جیره و مواجب زیاد داریم احتیاجی به استخدام و تعلیم نوکران زیاد نداریم و گله گله آنان را در ۹ سال گذشته بنام نویسنده و خبرنگار با کمک علی یونسی وزیر اطلاعات اسبق و تیم انگلیسی حاکمش بر وزارت اطلاعات بخورد مردم داده ایم ..ولی انقریب این معامله اروپائیان و هاشمی بود که راستیها پا را فراتر گذاردند و یکسره بسراغ خود آمریکائیها رفتند و ملاقاتی محرمانه در سطحی بسیار بالا یعنی بالاتر از انتظار در ۷ می ۲۰۰۶ انجام گرفت و این دلیل برخوردهای داخلی بسیاری بود و احمدی نژاد که نقش سخنگوی خامنه ای را برعهده گرفته است توانست بین رهبری و هاشمی سدی شود و خود را چه از نظر سیاسی و چه از نظر مرتبه بین خامنه ای و رفسنجانی قرار دهد و با هماهنگی با مصباح و تیم امنیتی و کودتایهای در سپاه پاسداران با مدیریت مرتضی رضائی و اصغرحجازی هاشمی رفسنجانی و تفکرات و رابطه های مشکوکشان را با اروپائیان شناسائی و بموقع خنثی نمایند و این امر در امروز ۸ جون ۲۰۰۶ عملی شده و هاشمی رفسنجانی به حقیقت از گردانه سیاسی رژیم خارج شده و درس اول دو انتخابات اخیر مجلس و ریاست جمهوری چون برای او آموزنده نبود اینبار رسما با براه انداختن موجب فحاشی به اظهارات و نظرات او و پخش مستقیمش از صدا و سیما او را به دستمالی چرکین مبدل ساختند و در دو روز گذشته او با بغضی بسیار ورم کرده سعی در تلافی دارد که خامنه ای را مورد هدف قرار دهد و تنها فشار او میتواند از طریق اروپائیان باشد ولا غیر چون در داخل کشور اوضاع و محورهای سیاسی و اجتماعی بشکلی طراحی و تزئین شده که با کوچکترین حرکت اشتباه هاشمی رفسنجانی داستان آیت الله شریعتمداری و همچنین موسوی اردبیلی برای بار دیگر یقه طراح را اینبار خواهد گرفت پس راهی نیست به همین سادگی سلطان بی چون و چرای ۲۴ سال انقلاب بایکوت گردیده و راستیهای تا دنده مسلح حکومت را قبضه نموده اند و تنها راه معامله با آنهاست و یا وارد شدن به میدان جنگ . نیک بدانید بر خلاف شعارهای این گروه در معامله با این قوم دیگر موازنه وجود نخواهد داشت و آنها حاضرند حتی بر سر میز مذاکره با اسرائیل هم بنشینند به شرط اینکه پیش شرطی وجود نداشته باشد و تنها و تنها خواستار ادامه حیات سیاسی خواهند بود و بر پا نمودن امپراتوری آخوندی و حاضرند گوشه ای بنام شهر مذهبی قم و مشهد سکنی گزینند و بقیه شهرها را بحال خود و ه رای مردم اداره نمایند همان پیشنهادی که در سال ۵۷ از طرف آمریکائیها قطب زاده به خمینی داده شده بود که به محض شنیدن این پیشنهاد خمینی تصمییم اقامت در قم را عوض نمود و یکسر به شمال تهران فت و تا آخرین لحظات عمر در شمالی ترین نقطه شهر کبیر تهران سکنی جست ..پیشنهاد بر مبنای اینکه دو شهر قم و مشهد شهرهای مذهبی اعلام گردد و بقیه ایران آزاد و تقسیم استانهای خراسان به سه استان مجزاء به همین دلیل است چون آمریکائیان با دامنه وسعت استان خراسان با نقشه قدیمی راضی نبوده اند و این سبب کوچک شدن آن استان و تقسیم بر سه شد و حالا در ایران بسیاری در رسانه های داخلی و خارجی بوق برگرفته اند و از شجاعت رژیم دم میزنند در صورتی که این تنها و تنها خرج داخلی است و حقیقت محض این است که سران رژیم در جبهه راست به حداقل راضی شده اند و تمامی شعارهای اتمی و هسته ای پوچ است و چون حمله آمریکا و نابودی را بوضوح در برابر چشمان خود می بینند خواستار مدت زمان شده اند تا بتوانند انزار عمومی را برای پذیرش یک چنین عقب نشینی آماده سازند و هم اروپا خوب میداند و هم روسیه که رژیم در برابر آمریکا در جبهه راستیها عقب نشینی نموده و میانه و چپ از گود بازی خارج شده اند و این نفسها و خواهشهای خاویر سولانا در سفر اخیر برای متقاعد ساختن رژیم برای پذیرش پیشنهادات چیزی بغییر از اعمال سیاستهای جانبدارانه از راه هاشمی رفسنجانی و خاتمی نیست و در انتها به نابودی راستیها بصورت مطلق منجرب خواهد شد و برای همین است که هاشمی رفسنجانی همچون خاتمی و خاتمی چیان محکوم به اوت شدن گردیدن و امید است تا دنیا دنیاست و ایران ایران است و مردم هوشیار ایران زنده هستند این سیاسیت که دیکته شده کفتار پیر بریتانیا است در ایران محکوم به شکست باشد هرچند که در حال حاضر هم راهی برای ادامه حیات نخواهند داشت و از کسیه آمریکائیان ارتزاق میکنند....ذاکری