کانون ترور و سرکوب در ایران ۶
ترور جنايتكارانه دكتر كاظم رجوي
خميني فتواي قتل دكتر كاظم رجوي را در سال65 صادر كرده بودكميتهٌ امور ويژه مركب از خامنهاي، رفسنجاني، ولايتي، ريشهري، فلاحيان و پاسدار محسن رضايي طرح ترور را تصويب كرد و بودجهٌ كلاني به آن اختصاص داد
قاضي سوئيسي مسئول تحقيق در سال 1376رسماً «يك مقام بلندپايهٌ دولت ايران» را در پشت اين عمليات تروريستي معرفي كرد
دوماه بعداز ترور، پليس سوئيس در يك گزارش 52صفحهيي پيرامون اين جنايت اعلام كرد: «ما عميقاً يقين داريم كه يك يا چند سرويس رسمي ايران مستقيماًَ در قتل آقاي كاظم رجوي دست داشتهاند»
در پي ترور جنايتكارانهٌ دكتر كاظم رجوي، رهبر مقاومت ايران در تلگرامي به رئيس جمهور و مقامات بلندپايهٌ سوئيسي، با استناد به اطلاعاتي كه مقاومت ايران بهدست آورده بود، بر نقش مستقيم سران رژيم آخوندي و شخص رفسنجاني، رئيس جمهور وقت، در اين جنايت ننگين انگشت گذاشت. ديكتاتوري تروريستي حاكم كه از بازتاب وسيع افشاگريهاي مقاومت و بهويژه افشاي نقش رفسنجاني در اين ترور به وحشت افتاده بود، تلاش كرد با شكايت از يك خبرنگار سوئيسي كه تلگرام افشاگرانه مسئول شوراي ملي مقاومت را منعكس كرده بود، از بازتابهاي هرچه بيشتر اين افشاگريها ممانعت بهعمل آورد. اما دادگاه ژنو در پي بررسي مبسوط پرونده و استماع شهود و اظهارات طرفين دعوا، خبرنگار را تبرئه و رژيم آخوندي را محكوم نمود
در ارديبهشت68 اكيپ ويژهيي از تروريستها به سوئيس آمدند و مرحلهٌ اول شناسايي را انجام دادند. اما بهدليل مرگ خميني در خرداد همان سال پيگيري اين طرح چندي به تعويق افتاد.
چند هفته پس از مرگ خميني طرح ترور دكتر كاظم با جديت بيشتري در دستور كار رژيم قرار گرفت. چرا كه خامنهاي و رفسنجاني براي پركردن خلأ خميني نياز به قدرتنمايي بيشتري داشتند رژيم آخوندي و شخص خميني دلايل زيادي براي دشمني و انتقام گرفتن از پروفسور كاظم رجوي شهيد بزرگ حقوق بشر داشت.
قبل از هر چيز كاظم رجوي كسي بود كه با كارزار بيسابقهٌ سياسي و تبليغي خود در سطح بينالمللي، باعث نجات جان مسعود شد و شاه را در اوج اقتدار اهريمنياش مجبور كرد تا حكم اعدام او را به حبس ابد تبديل كند.
علاوه بر اين مبارزهٌ پيگير و خستگيناپذير دكتر كاظم در زمينهٌ افشاي نقض حقوق بشر توسط رژيم خميني از اولين سالهاي حكومت آخوندها، همچنان آتش خشم و كينهٌ ملايان خونخوار را نسبت به او بيش از پيش شعلهور ميكرد. كمتر كسي بود كه در سازمان ملل در ژنو و در نيويورك و در ديگر مجامع حقوق بشري در اين سو و آن سوي دنيا، كه كاظم رجوي او را از جنايات رژيم آخوندي مطلع نكرده باشد. هنوز بعد از نزديك به 12سال پس از شهادت دكتر، وقتي هواداران مقاومت در ژنو و نيويورك عليه رژيم آخوندي افشاگري ميكنند، دوستان و همكاران و شاگردان دكتر كاظم بيشترين مشوق و كمككار آنها هستند.
در پي ترور جنايتكارانهٌ دكتر كاظم رجوي، رهبر مقاومت ايران در تلگرامي به رئيس جمهور و مقامات بلندپايهٌ سوئيسي، با استناد به اطلاعاتي كه مقاومت ايران بهدست آورده بود، بر نقش مستقيم سران رژيم آخوندي و شخص رفسنجاني، رئيس جمهور وقت، در اين جنايت ننگين انگشت گذاشت. ديكتاتوري تروريستي حاكم كه از بازتاب وسيع افشاگريهاي مقاومت و بهويژه افشاي نقش رفسنجاني در اين ترور به وحشت افتاده بود، تلاش كرد با شكايت از يك خبرنگار سوئيسي كه تلگرام افشاگرانهٌ مسئول شوراي ملي مقاومت را منعكس كرده بود، از بازتابهاي هرچه بيشتر اين افشاگريها ممانعت بهعمل آورد. اما دادگاه ژنو در پي بررسي مبسوط پرونده و استماع شهود و اظهارات طرفين دعوا، خبرنگار را تبرئه و رژيم آخوندي را محكوم نمود. بهاين ترتيب افشاگريهاي مقاومت ايران در مورد نقش سران رژيم آخوندي در اين جنايت پليد از تأييد قضايي دادگستري سوئيس نيز برخوردار گرديد.
خميني فتواي ترور را صادر ميكند
به اين ترتيب بود كه خميني در سال65 فتوا و دستور قتل دكتر كاظم را صادر كرد. تصويب اولين قطعنامهٌ محكوميت نقض حقوق بشر توسط رژيم آخوندي در مجمع عمومي ملل متحد در پاييز64، كه دكتر كاظم نقش تعيين كنندهيي در آن ايفا كرد، خشم و كين خميني را نسبت به او شعلهورتر كرده بود.
از اوايل سال1366 اجراي اين ترور در دستور ارگانهاي تروريستي رژيم قرار گرفت. ابتدا اجراي اين ترور در دستور كار واحد اطلاعات سپاه به رياست پاسدار احمد وحيدي قرار داشت. اما از اواسط سال67 به پيشنهاد ريشهري وزير اطلاعات وقت و موافقت رفسنجاني، اين مسئوليت به وزارت اطلاعات سپرده شد.
تروريستها دستچين و آموزش داده ميشوند
ريشهري بهسرعت دست بهكار شد و گروهي از زبدهترين عوامل خود را براي اين جنايت رذيلانه دستچين نمود. ريشهري در اسفند سال67 طي نامهيي 12نفر از تروريستها را كه جهت اين عمليات جنايتكارانه در نظر گرفته بود، براي تكميل آموزش به "سرهنگ مسعود مزينيراد" مربي آموزشي مدرسهٌ ضدجاسوسي واقع در پادگان لويزان معرفي نمود. ريشهري طي اين نامه نوشته بود كه: به آقايان دانش، عراقي، فاضلي، كمالي، سجاديان و… آموزش كامل بدهيد! در نظر داشته باشيد كه اين 12تَن پس از آموزش بايد به آقاي عمادالدين طاهرپور041 مراجعه كنند، لذا نهايت همكاري را با اين افراد بكنيد…
عمادالدین طاهر پور ۰۴۱ کیست.
در دفترچهٌ كُد مدرسهٌ لويزان، كُد041 بهمعناي دوسلدورف آلمان است. طاهرپور يك عامل وزارت اطلاعات است كه در ظاهر يك استراحتگاه را در شهر دوسلدورف آلمان اداره ميكند. اما اين استراحتگاه در واقع سرپل تروريستهاي اعزامي وزارت اطلاعات است. در مواقعي كه وزارت اطلاعات نميخواهد ردي از خودش در ترددها بهجا بگذارد از هتلها استفاده نميكند و از يكسري سرپلها براي اينكار استفاده مينمايد كه يكي از اين مراكز استراحتگاهي است كه توسط عمادالدين طاهرپور در شهر دوسلدورف آلمان داير شده است. ريل استفاده از اين استراحتگاه ايناست كه از سفارت و يا كنسولگريهاي رژيم در آلمان (و بعضي وقتها از ايران يا سفارتخانهٌ كشورهاي ديگر) با طاهرپور تماس گرفته و اطلاع ميدهند كه ميهمان داريم و او از افراد معرفي شده كارت شناسايي نميخواهد. آدرس اين سرپل ارتباطي بهشرح زير ميباشد:
SCHTZEN STR35
DUSSULDORF GERMANY
دفتر كار عمادالدين طاهرپور در طبقهٌ پايين اين ساختمان است. اين مركز هيچ تابلو و علامت مشخصهيي ندارد. در طبقهٌ دوم اين ساختمان نيز دفتري وجود داشت كه كارهاي پشتيباني و استقرار ميهمانان را برنامهريزي ميكرد و مسئول آن فردي بهنام بنيجاهد بود. مزدوران وزارت اطلاعات كه به اين استراحتگاه مراجعه ميكردند، توسط بنيجاهد در يك خانهٌ مسكوني مخفي اسكان داده ميشدند. آدرس يكي از اين منازل مخفي بهشرح زير است: PRIENSGEGRG ST 87
DUSSULDORF GERMANY ..ایران اسرار