با تمامی همداستانیها و یکدست شدن اپوزیسیون برای در هم کوبیدن سفر تروریست احمدی نژاد از طرف دولت آمریکا برای حفاظت ویژه از او و همراهانش تیمی ویژه در آمریکا تشکیل شد.

برخورد چندگانه دولت آمریکا همگان را در عرصه سیاسی و اجتماعی با حضور احمدی نژاد در نیویورک گیج کرده و بسیاری بر این عقیده هستند که آمریکا سیاستی مرموز را در این مورد به اجراء گذاشته و بسیاری دیگر که میتوان بر حرفهایش صحه نهاد بر این باورند که حضور احمدی نژاد و احرمهای فشار بر این حضور از طرف آمریکا سیاستی اطلاعاتی بوده که حریف را مجبور به گذشتن از موانع برای رسیدن به هدف اصلی نماید و این سیاست و عدم صدور ویزا برای حداد عادل توانست بخودی خود رژیم تهران را مجبور نماید با حضور رئیس جمهورش در سازمان ملل جبهه گیری سخت تری را بر علیه آمریکا و سیاستش اتخاذ نماید و بدین گونه رژیم تهران را با اولین اشتباه نه اینکه وارد اتاق شورای امنیت نماید بلکه آنان را از تمامی آوانسهای گرفته شده در ۳ سال گذشته از دست اروپا خلع سلاح نماید و در طرفی دیگر دولت آمریکا با ندان اجازه به محافظان رئیس جمهوری ایران برای حفاظت مسلحانه از ایشان بر اساس قوانین جاری در سازمان ملل خود را اتوماتیک موظف نمود تا امنیت جانی ایشان را بر عهده گیرد و بدین ترتیب هیچگونه ملاقات و یا حتی ارسال پیام به دست ایشان و همراهانش بدون گذشتن از فیلتر آمریکائیها که احتمال داده می شد بوسیله لابی دموکراتها اتفاق بیافتد امکان پذیر نخواهد شد و در نهایت یک سفر پر از مشغله را برای رئیس جمهور ایران رقم زده اند که عدم حضورش به نفع رژیم میباشد با اینکه این رژیم پوست کلفتی در بی غیرتی دارد و از اتفاقات منفی برای مردم ایران هوچیگیری و تبلیغات سوء به پا خواهد نمود ولی در کل میتوان نتیجه گیری نمود شروع بحران بین ایران و آمریکا در این زمان یعنی ۱۳ سپتامبر ۲۰۰۵ به اوج خود خواهد رسید تا نتیجه مطلوب کابینه بوش حاصل شود...ذاکری